جستجو در انجمن‌ها

(جستجو‌ی پیشرفته)

آمار انجمن
» کاربران: 218
» آخرین کاربر: mohammadcr200
» موضوعات انجمن: 98
» ارسالهای انجمن: 108

آمار کامل

کاربران حاضر
ما 2 کاربر حاضر در انجمن دارید
» 0 کاربر عضو | 2 مهمان

آخرین موضوعات
کسب درآمد اینترنتی
انجمن: سئو و بهینه سازی
آخرین‌ارسال: academysabz
09-08-2018, 11:20 AM
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 173
پرشین پت شاپ فروشگاهی برا...
انجمن: طراحی سایت
آخرین‌ارسال: PPSSupport
02-08-2018, 10:51 AM
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 292
مشاوره ازدواج و مشاوره خا...
انجمن: معرفی سایت
آخرین‌ارسال: admin
29-07-2018, 02:03 PM
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 199
موزه های پاریس
انجمن: اماکن گردشگری
آخرین‌ارسال: guideiranfrance
24-05-2018, 07:26 PM
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 480
تابلو استیل چیست و چه کار...
انجمن: معرفی سایت
آخرین‌ارسال: panel123
24-05-2018, 03:17 AM
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 362
سایت راهنمای گردشگری و نی...
انجمن: گردشگری
آخرین‌ارسال: guideiranfrance
23-05-2018, 01:33 AM
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 762
گردشگری
انجمن: معرفی سایت
آخرین‌ارسال: farsaj
21-05-2018, 01:24 PM
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 207
سیستم قفل هوشمند درب ترک ...
انجمن: خدمات ساختمان
آخرین‌ارسال: alferedo65
20-05-2018, 10:58 AM
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 439
صنعت چاپ ایران و چشم اندا...
انجمن: گفتگوی آزاد
آخرین‌ارسال: چاپ فاکتور
20-05-2018, 05:26 AM
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 483
ковши норийные купить в у...
انجمن: گردشگری
آخرین‌ارسال: Michaelappag
18-05-2018, 04:57 PM
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 4,391

 
  نقد فیلم The Killing of a Sacred Deer
ارسال‌شده توسط: vahid32 - 13-03-2018, 11:57 AM - انجمن: گفتگوی آزاد - بدون‌پاسخ

«کشتن گوزن مقدس» (The Killing of a Sacred Deer) از لحاظ فنی در ژانر وحشت دسته‌بندی نمی‌شود، اما اگر قرار بود فهرستی از بهترین فیلم های ترسناک ۲۰۱۷ تهیه کنم، از اضافه کردنش به آن فهرست غافل نمی‌شدم. جدیدترین درام روانشناختی یورگوس لانتیموسِ یونانی یکی از فیلم‌هایی بود که قبل از تماشایش نمی‌خواستم هیچ چیزی از آن بدانم. سابقه‌ی کاری آقای کارگردان و تماشای یک تریلر مبهم از فیلم کافی بود تا به این نتیجه برسم این‌‌بار هم قرار است وارد گوشه‌ی دیگری از دنیای ناآرام و مضطرب‌کننده‌ی او شوم و چه چیزی بهتر از قدم گذاشتن به این دنیا در نادانی و سردرگمی کامل. چه چیزی بهتر از دو دستی تقدیم کردن مغز بیچاره‌مان به دست این شکنجه‌گر ماهر. چه چیزی هیجان‌انگیزتر از گم شدن در هزارتوی افکار متلاطم این متفکرِ عجیب. لانتیموس یکی از معدود کارگردانان حال حاضر دنیاست که سراغ سوژه‌ها و قصه‌های وحشتناکی برای روایت می‌رود. منظورم از وحشتناک، وحشت فانتزی و سرگرم‌کننده‌ی فیلم‌های زامبی‌محور و خانه‌های جن‌زده نیست. منظورم از وحشتناک، وحشت‌های قابل‌لمسی است که هرروز داریم با آنها زندگی می‌کنیم، اما یا جرات فکر کردن به آنها را نداریم یا آن‌قدر خودمان را از وجودشان به «آن راه» زده‌ایم که ندیدنشان به روتین معمول زندگی‌مان تبدیل شده است. یا اصلا دوست نداریم باور کنیم در دنیایی زندگی می‌کنیم که چنین وحشت‌هایی در آن جولان می‌دهند. لانتیموس معمولا به کانسپت‌های معذب‌کننده‌ای می‌پردازد که دیواری را که به دور ذهن‌مان برای محافظت ازشان کشیده‌ایم تخریب می‌کند و ماهیت لطیف و شکننده‌ی آن را در مقابل هجوم اشعه‌های سرخِ تخریبگرش قرار می‌دهد. تماشای فیلم‌های لانتیموس مثل این است که خودمان دستی‌دستی یک تیغ بُرنده برداریم و تصمیم به آسیب زدن به خودمان بگیریم. آسیب‌زدن‌هایی که اگرچه با خونریزی و درد همراه است، اما ما را به درک تازه‌ای از خودمان می‌رساند.
تصور کنید دارید زیر نور گرم و ملایم خورشید از پیک نیک زیبایی در وسط پارک لذت می‌برید. از خوردن غذاهای خوشمزه و گپ زدن با خانواده گرفته تا حس کردن نوک تیزِ چمن‌های سبز پارک در کف دستان‌تان و شنیدن صدای توپ بازی کردن بچه‌ها در فاصله‌ای نزدیک در پشت سرتان. از مورچه‌هایی که از دستتان به سمت بالا رژه می‌روند تا پاک کردن سسِ سالاد ماکارونی با پشت دست از دور دهان‌تان. همه‌چیز در آرامش‌بخش‌ترین شکلش به سر می‌برد،‌ اما ناگهان نگاه جستجوگرتان به چیزی در دوردست گره می‌خورد. بستنی‌فروشی با چرخ‌دستی‌اش کنار خیابان ایستاده و با یک لبخند کارتونی بزرگ که روی صورتِ کشیده‌ و لاغرش نقش بسته بهتان زل زده است. هیچ بچه‌ای دور چرخ‌دستی‌اش برای خرید بستنی حلقه‌ نزده است. خیره شدن به چشمان بستنی‌فروش مثل خیره شدن به درون سیاه‌چاله‌ای به دنیای تاریک دیگری است که نیروی جاذبه‌ی قدرتمندش اجازه نمی‌دهد تا پلک بزنید و روی خود را از او برگردانید. نیروی جاذبه‌ای که زمان را در اطرافتان کُند می‌کند. با فشار فراوانی که دردش را در عضله‌های گردنتان حس می‌کنید سعی می‌کنید حواس‌تان را از او پرت کنید، اما با این حال نمی‌توانید از سنگینی نگاه بستنی‌فروش روی خود فرار کنید. می‌ترسید از دیگران بپرسید که آیا آنها هم بستنی‌فروش را می‌بینند یا نه. چون در عمق وجودتان مطمئن هستید که جوابشان منفی خواهد بود و این به معنی مثبت در آمدنِ وحشتتان خواهد بود و آن به معنی منفجر شدن قلب سراسیمه‌تان در سینه‌تان خواهد بود. بعد از مدتی بستنی‌فروش سرش را پایین می‌اندازد و محیط را ترک می‌کند و همه‌چیز به حالت قبلی برمی‌گردد. اما پیک نیک زیبایتان طعم تلخی به خود می‌گیرد. از این به بعد هر وقت دارید از پیک نیک‌هایتان با خانواده لذت می‌برید، خاطره‌ای غیرقابل‌توضیح و مورمورکننده هم در پس ذهن‌تان وجود دارد که هیچ‌وقت اجازه نمی‌دهد آرامش‌تان به حالت قبل برگردد.

فیلم‌های یورگوس لانتیموس حکم همان بستنی‌فروشِ عجیب را دارند. فیلم‌هایی که چشم در چشم شدن با آنها مثل تجربه‌ی دنیاهای بیگانه‌ و تصادف با مفاهیم ترسناکی است که معمولا بعد از آنها چیزی که ازمان باقی می‌ماند لاشه‌ی خون‌آلودی است که از وسط آهن‌پاره‌هایش بیرون کشیده می‌شود. تجربه‌هایی که تمام می‌شوند، اما فراموش نمی‌شوند. مثلا مهم‌ترین فیلمش «دندان نیش» (Dogtooth)، واقعیت پشت‌پرده‌ی سیستم‌ها و حکومت‌های بزرگ و کوچک را به خالص‌ترین و بی‌پرده‌ترین شکل ممکن طوری توسط یک فیلم تمثیلی به تصویر می‌کشد که نتیجه مثل برداشتن جراحتی است که شاید خوب شود، اما اثرش برای همیشه روی بدن باقی می‌ماند. «خرچنگ» (The Lobster) به عنوان اولین فیلم انگلیسی‌زبانش در دنیایی جریان دارد که انسان‌ها در صورت عدم موفقیت در ازدواج به حیوانی که بخواهند تبدیل شده و در طبیعت رها می‌شوند. این آغازی بر فیلمی در باب جنبه‌ی ستمگر و تاریکی از عشق است که باید لقب یکی از غیرعاشقانه‌ترین فیلم‌های عاشقانه‌ی سینما را به آن داد. لانتیموس با «کشتن گوزن مقدس» روند سینمایی منحصربه‌فرد خودش را با داستانی به همان اندازه شوکه‌کننده و آزاردهنده و فضایی به همان اندازه تلخ و بی‌احساس، با قدرت ادامه می‌دهد. «کشتن گوزن مقدس» یکی از آن فیلم‌های بسیار کمیابی است که در توصیفشان می‌گویم: «این فیلم را تماشا کنید تا متوجه شوید کوبریک هنوز نمُرده است. تا متوجه شوید روح او با سماجت تمام هنوز سینما را تسخیر کرده است». آخرین‌باری که با یک فیلم تماما کوبریکی روبه‌رو شدم «زیر پوست» (Under the Skin)، ساخته‌ی جاناتان گلیزر بود. «کشتن گوزن مقدس» فهرست کوبریکی‌ترین فیلم‌های غیرکوبریکی‌ام را آپدیت کرد.
«کشتن گوزن مقدس» فهرست کوبریکی‌ترین فیلم‌های غیرکوبریکی‌ام را آپدیت کرد
«کشتن گوزن مقدس» ترکیبی از «درخشش»، «چشمان باز بسته» و «بری لیندون» با مقداری از «بازی‌های بامزه»، کمی دیوانگی لارس فون تریه و به اندازه‌ی کافی سورئالیسم دیوید لینچ است که از فیلتر جهان‌بینی خاصِ خود لانتیموس عبور کرده‌اند. از یک طرف فرم فیلمبرداری و موسیقی هولناک و تسخیرکننده‌ی هتل اورلوک را داریم و در طرف دیگر درگیری‌های روانی کابوس‌وارِ دکتر بیل هارفورد (تام کروز). از یک طرف با یک نمونه از مهمانان ناخوانده‌ی فیلم آزاردهنده‌ی مشائیل هانکه مواجه‌ایم و از طرف دیگر «کشتن گوزن مقدس» در همان دنیای دستوپیایی آشنای خود لانتیموس جریان دارد که قبلا طعم آهنی‌اش را چشیده‌ایم. به عبارت دیگر لانتیموس جستجو کرده و هر ابزار شکنجه‌ای که گیر آورده را به یکدیگر جوش داده و یک ابزار شکنجه‌ی شخصی‌سازی‌شده‌ی بزرگ‌تر ساخته است. نتیجه‌ی ترکیب تمام اینها تصویری هولناک اما دلپذیر است. تصور کنید در یک شب سرد برفی و ساکت که فقط چراغ‌های برق به‌طور تک و توک خیابان را روشن کرده‌اند و تنها چیزی که به گوش می‌رسد صدای تلویزیون مردم از خانه‌هایشان و خرد شدن برف در زیر چکمه‌هایتان است، از ترس درِ کافه‌ای در نبش خیابانی متروکه را باز کرده و واردش می‌شوید. تنها کسانی که در این کافه به چشم می‌خورند استنلی کوبریک و دیوید لینچ و مشائیل هانکه و لارنس فون تریه و جاناتان گلیزر هستند که دور یک میز نشسته‌اند و دارند صحبت می‌کنند و شما را هم به پیوستن به بحثشان دعوت می‌کنند. چه بحث عجیب و غریب و جنون‌آمیزی بشود این بحث!

نتیجه فیلمی است که لانتیموس را به حال و هوای فیلم معروف‌ترش «دندان نیش» بازگردانده است. اگر «خرچنگ» از اتمسفر مالیخولیایی و افسرده و عبوسی بهره می‌برد، «کشتن گوزن مقدس» یادآور وحشتِ فراموش‌نشدنی «دندان نیش» است. وحشتی که حضور عصبی‌کننده‌اش در تمام سکانس‌هایش احساس می‌شود. وحشتی که مثل زندانی شدن در یک اتاق فولادی بدون در و پنجره با بمب ساعتی‌ای است که راهی برای خنثی کردن آن وجود ندارد. هرچه به پایان فیلم نزدیک‌تر می‌شویم، به صفر شدن تایمر و انفجار بمب هم نزدیک‌تر می‌شویم. اما کاری از دست‌مان برای متوقف کردن آن ساخته نیست. تنها کاری که از دست‌مان ساخته است تماشای منفجر شدن این بمب و در آغوش کشیده شدن با شعله‌های سوزاننده و خاکسترکننده‌اش است. بنابراین با فیلمی طرفیم که تجربه‌ی ابسورد و شگفت‌انگیز «خرچنگ» در مقایسه با آن یک تجربه‌ی گرم و ملایم و کودکانه به نظر می‌رسد. لانتیموس حتی در به ظاهر آرام‌ترین لحظات فیلمش هم راهی از طریق دیالوگ‌های بی‌روح، بازی‌های عمدا خشک بازیگران و موسیقی‌اش که نوت‌های نحس میکا لوی از «زیر پوست» را به یاد می‌آورد برای تدوام کابوسش پیدا می‌کند. اگر «خرچنگ» تمثیلی برای بررسی روابط عاشقانه از منظر شخصی و فراشخصی و اجتماعی بود، لانتیموس اگرچه با «کشتن گوزن مقدس» به بحث‌های خانوادگی و سیاسی «دندان نیش» بازگشته است، اما این‌‌بار روی پیچیدگی‌های عدالت کیفری تمرکز کرده است. یکی از چیزهایی که لانتیموس قصد دارد با فیلمش مورد بررسی قرار دهد فلسفه‌ی قصاص و مجازات است. اینکه آیا قصاص بهترین وسیله‌ی اجرای عدالت است یا قصاص شکل قانونی همان انتقام خودمان است؟ آیا طرفداران قصاص برای برقراری عدالت فرقی با محکومی که دستش به خشونت و قتل آلوده شده ندارند؟ آیا قصاص منجر به کاهش جرم می‌شود یا این کار آسان‌ترین و کم‌خرج‌ترین راه‌حل ممکن برای فرار از درمان مشکلات واقعی جامعه است؟ سوال واقعی این است که وقتی دولتی به یک قدرت خداگونه می‌رسد که توانایی کشتن یک نفر را دارد، چه کسی فعالیت این خدا را کنترل می‌کند؟ چه کسی خدایان را به خاطر دست از پا خطا کردن مجازات می‌کند؟
«کشتن گوزن مقدس» ترکیبی از «درخشش»، «چشمان باز بسته» و «بری لیندون» با مقداری از «بازی‌های بامزه»، کمی دیوانگی لارس فون تریه و به اندازه‌ی کافی سورئالیسم دیوید لینچ است که از فیلتر جهان‌بینی خاصِ خود لانتیموس عبور کرده‌اند
«کشتن گوزن مقدس» اما به جز مطرح کردن سوالاتی در سطح جامعه و سیاست و فلسفه، در زمینه‌ی شخصی هم حرف‌های جالبی برای گفتن دارد. بهترین فیلم‌های ترسناک روانشاسانه، فیلم‌هایی هستند که حقایقی درباره‌ی خودمان و جامعه‌مان را که بی‌وقفه در حال فرار از آنها هستیم جلوی رویمان می‌گذارند. مثلا همین چند وقت پیش جوردن پیل با «برو بیرون» (Get Out) نشان داد که چگونه یک نفر می‌تواند در عین نژادپرست‌نبودن، نژادپرست باشد. یا «شب‌هنگام می‌آید» (It Comes At Night) به یادمان آورد که هولوکاست‌ها و کشتارها و شنیع‌ترین اعمال از احساسات زیبا و لطیفی مثل عشق و تلاش برای حفاظت از خانواده سرچشمه می‌گیرند. یا دارن آرنوفسکی با «مادر!» (Mother) ما انسان‌ها را به آنتاگونیست‌های وحشی و قاتلِ فیلمش تبدیل کرد. آن هم به شکلی که دهان‌مان برای دفاع از خودمان قفل می‌شد و راهی برای انکار باقی نمی‌گذاشت. لانتیموس هم با «کشتن گوزن مقدس» سراغ یکی دیگر از خصوصیات منفی انسان و در ابعادی بزرگ‌تر و ترسناک‌تر جامعه رفته است تا آن را به‌طرز غیرقابل‌انکاری توی صورت‌مان بزند: دورویی و غرور. وقتی که فکر می‌کنیم آدم‌خوبه‌ی داستان هستیم، اما در حقیقت نقش آدم‌بد شرور داستان را برعهده داریم. حقیقتی که هیچکسی با اراده و تصمیم شخصی خودش سراغ اثبات کردن آن نمی‌رود، اما با زور چرا. سوال دوم فیلم این است که چه می‌شود وقتی بفهمیم در دنیایی تماما آشوب‌زده و شعله‌ور زندگی می‌کنیم که کانسپت قانون و نظم، رویا و جوکی بیش که خودمان به عنوان مکانیسمی دفاعی آن را برای خودمان اختراع کرده‌ایم نیست؟ نتیجه‌ی پرداخت به این سوالات فیلمی در ابعادی حماسی است که تراژدی‌های یونانی را به یاد می‌آورد. تعجبی هم ندارد. چرا که «کشتن گوزن مقدس» در واقع اقتباسی آزاد از روی داستان ایفیگنیا، دختر پادشاه آگاممنون در اسطوره‌شناسی یونان است. آگاممنون در آغاز جنگ تروی، گوزن مقدسی متعلق به آرتمیس، الهه‌ی شکار و حیات وحش را می‌کشد و او را عصبانی می‌کند. بنابراین آرتمیس با از حرکت نگه داشتن باد، جلوی رسیدن کشتی‌های آگاممنون به تروی را می‌گیرد. خبر می‌رسد آرتمیس فقط در صورتی او را می‌بخشد که دخترش ایفیگنیا را برایش قربانی کند و او نیز همین کار را می‌کند. نکته‌ی اخلاقی این داستان نوع بی‌رحمانه‌ای از قصاص و این حقیقت است که پادشاهان با وجود تمام عظمتشان در مقابل خدایان، فانی و ناتوان هستند. این داستان استخوان‌بندی اصلی «کشتن گوزن مقدس» را تشکیل داده است.
همیشه یکی از اولین جذابیت‌های فیلم‌های لانتیموس دنیاسازی‌هایشان است و چنین چیزی درباره‌ی «کشتن گوزن مقدس» هم صدق می‌کند. فیلم در دنیایی جریان دارد که به همان اندازه که شبیه دنیای ماست، به همان اندازه هم متفاوت است. به همان اندازه که قابل‌لمس است، به همان اندازه هم بیگانه‌ است. به همان اندازه که فهمیدنی است، به همان اندازه هم یک معمای سربسته است. دنیایی که انگار در واقعیت جایگزین دیگری جریان دارد. به نظر می‌رسد اگر کتاب‌های تاریخ این دنیا را مرور کنیم با واقعه‌‌ی «یازده سپتامبر»گونه‌ای برخورد می‌کنیم که فقط در دنیای این فیلم اتفاق افتاده و مسیر آن را به مرور زمان به‌طرز گسترده‌ای از مسیر دنیای ما جدا کرده است. اگر فیلم‌های دیوید لینچ در دنیاهایی بین واقعیت و رویا جریان دارند، فیلم‌های لانتیموس در دنیاهایی بین واقعیت و سرزمین عجایب اتفاق می‌افتند. دنیای فیلم شامل تمام چیزهایی که می‌شناسیم هست؛ از رستوران‌ها و ترافیک گرفته تا کباب‌ پختن در حیاط پشتی خانه و دفتر ناظم مدرسه و هدیه دادن ساعت مچی. از یک خانه‌ی ویلایی چندطبقه‌ی شیک و گران‌قیمت که متعلق به یک زوج پزشکِ پول‌دار است گرفته تا بیمارستانی مُدرن و پیشرفته که انگار راهروهایش تا ابد ادامه دارند و گویی معمارش همان کسی بوده که هتل اورلوک را ساخته است. به عبارت دیگر به نظر می‌رسد لانتیموس پرده‌ی نامرئی دنیای ما را برداشته است و دارد لایه‌ی عمیق‌تری از آن را بهمان نشان می‌دهد. لایه‌ای که اصلا خوشایند نیست. در این لایه همه‌چیز در عین منظم و آشنابودن، به‌طرز بی‌سروصدایی پرهرج و مرج به نظر می‌رسد.

نمای آغازین فیلم به بهترین شکل ممکن دنیای این فیلم را توصیف می‌کند. یک سری فیلم‌ها طول می‌کشند تا دستشان را رو کنند و چهره‌ی واقعی‌شان را فاش کنند و در نتیجه کمی طول می‌کشد تا شیفته‌شان شویم، اما یک سری فیلم‌ها هم هستند که از همان نمای اول میخشان را می‌کوبند. از همان نمای اول آن‌قدر غیرمنتظره و ناب و خالص ظاهر می‌شوند که اگر به‌طور اتفاقی بهشان برخورد کرده باشید هم نمی‌توانید چشم ازشان بردارید. برخی فیلم‌ها قطره قطره تماشاگرانشان را در دریایشان خیس می‌کنند، ولی تصمیم به تماشای بعضی فیلم‌ها مثل فرو رفتن در عمق اقیانوس در یک چشم به هم زدن است. «کشتن گوزن مقدس» در گروه دوم قرار می‌گیرد. لانتیموس فیلمش را با اکستریم کلوزآپی از سینه‌ای شکافته‌شده روی تخت اتاق عمل و قلبی که در این سینه در حال تپیدن در زیر نورافکن‌ها است فقط آغاز نمی‌کند، بلکه درگیرکننده آغاز می‌کند. نماهای آغازین همچون مقدمه‌ای هستند که حکم دروازه‌ی ورودمان به دنیای فیلم و مقدمه‌چینی چیزهایی را که قرار است ببینیم دارند. «کشتن گوزن مقدس» از این نمای افتتاحیه به عنوان امتحان ورودی استفاده می‌کند. اگر توانایی تحمل تماشای تپیدن قلبی زنده در میان خون و ماهیچه‌های سینه را دارید، پس احتمالا توانایی تحمل ادامه‌ی فیلم را هم خواهید داشت. حسی که تماشای این صحنه در وجود انسان بیدار کرده و مثل بچه‌ای که از مدرسه‌اش جا مانده سراسیمه و شتاب‌زده می‌کند، همان حسی است که در طول ادامه‌ی فیلم احساس خواهیم کرد. این نما کلکسیونی از برخورد دیوانه‌وار هزارانِ احساسِ قابل‌توصیف و غیرقابل‌توصیفِ متضاد با یکدیگر است. از یک سو تماشای این صحنه در اوج طبیعی‌بودن آن‌قدر دلخراش است که صدایی در اعماق وجودمان دستور بستن چشمانمان را می‌دهد، اما از سوی دیگر این صحنه از چنان قدرت شگفت‌انگیز و جذابی بهره می‌برد که آدم همچون تماشای آکروباتیک‌بازی‌های یک هنرمند سیرک با تمام وجود خیره‌اش می‌شود و حتی توانایی تشویق کردنش را هم از دست می‌دهد.
از یک سو تماشای یک تکه‌ی چربی و گوشتِ سرخ و سفید که بی‌وقفه در عمق سینه می‌لغزد حقیقت آشکاری را به یادمان می‌آورد: اینکه زندگی‌ و مرگ‌مان به عملکرد دقیق این تکه گوشت بستگی دارد؛ حقیقتی که معمولا سعی می‌کنیم بهش فکر نکنیم، اما از سوی دیگر این تصویر کاری می‌کند تا بدون شک و تردید به یاد تکه گوشتی شبیه به این که در سینه‌ی خودمان در حال تپیدن است بیافتیم و لحظه‌ی سیخ شدن موهایمان از این فکر را حس کنیم. تصویری که در عین آزاردهندگی، قدرتمند است و در عین عجیب‌بودن، آشناست. آشناست چون همگی یکی از این قلب‌ها داریم، اما عجیب است چون معمولا به عملکردش فکر نمی‌کنیم. تمام اینها به‌علاوه‌ی یک موسیقی کلاسیک، افتتاحیه‌های باعظمت و میخکوب‌کننده‌ی فیلم‌های کوبریک مثل «۲۰۰۱: یک ادیسه‌ی فضایی» و «چشمان باز بسته» را تداعی می‌کند. این نماها همچون برخورد امواج دریا به صخره‌های خشن ساحل عمل می‌کنند. افکار و احساسات متلاطمی که با قدرت در یکدیگر متلاشی می‌شوند. این همان اتفاقی است که قرار است در طول فیلم ادامه پیدا کند. واقعا لانتیموس را باید به خاطر چنین افتتاحیه‌ی کوبنده‌ای تحسین کرد. اما نمای آغازین فیلم فقط به پی‌ریزی اتمسفر فیلم خلاصه نشده، بلکه تم‌های داستانی و روند شخصیت‌پردازی را هم مقدمه‌چینی می‌کند. اولین چیزی که در جریان نماهای آغازین فیلم متوجه می‌شوید نه قلب، بلکه جراحان قلبی هستند که دور تخت ایستاده‌اند. در این صحنه جراحان قلب حالتی خداگونه به خود گرفته‌اند. قلب تپنده‌تان که نمادی از نیروی زندگی برهنه‌تان است در اختیار آنهاست تا هر کاری که خواستند با آن بکنند. سپس به نمایی از یکی از جراحان که دستکش‌های خون‌آلودش را در می‌آورد و آنها را در سطل زباله می‌اندازد کات می‌زنیم.
اما قبل از اینکه معنای این صحنه را درک کنیم، باید با هویت جراح آشنا شویم. شخصیت اصلی فیلم دکتر استیون مورفی (کالین فارل) است. یک جراح قلب حرفه‌ای و موفق و ثروتمند که به آخرین و بهترین پیشرفت‌ها و دستاوردهای علمی دنیای پزشکی دسترسی دارد. همسرش آنا (نیکول کیدمن) چشم‌پزشک است و این دو پسری ۱۲ ساله به اسم باب و دختری ۱۴ ساله به اسم کیم دارند. استیون یک دوست مخفی به اسم مارتین (بری کیوگن) هم دارد که در واقع پسر نوجوان یکی از بیماران قدیمی اوست که زیر دست او مُرده است. استیون هر از گاهی در رستوران‌ و خیابان با مارتین دیدار می‌کند و با او گپ می‌زند. مارتین برای او حکم یک فرزندخوانده‌ی غیررسمی را دارد و به نظر می‌رسد مارتین هم استیون را به عنوان جایگزین پدرش می‌بیند. فقط یک مشکل وجود دارد. در دنیای فیلم لانتیموس که رفتار همه‌ی آدم‌ها به‌طور طبیعی عجیب است، مارتین از همه عجیب‌تر است. یا به‌طرز شومی عجیب است. هر وقت او جلوی دوربین ظاهر می‌شود می‌دانیم که یک جای کار می‌لنگد، اما چه چیزی؟ اولین چیزی که به تدریج درباره‌ی استیون متوجه می‌شویم این است که او چیزی که در ظاهر به نظر می‌رسد نیست. یک جراح قلب ریشوی حرفه‌ای و ثروتمند که در مهمانی‌های پزشکی سخنرانی می‌کند و رفتار متین و آرامی با اعضای خانواده‌ و همکارانش دارد تصویری از یک انسان ایده‌آل و وظیفه‌شناس اما کلیشه‌ای که همه‌ی پزشکان دنیا باید او را به عنوان الگو انتخاب کنند ترسیم می‌کند.

اما لانتیموس از همان اولین صحنه‌ها سرنخ‌های متعددی درباره‌ی هویت و شخصیت واقعی استیون بهمان می‌دهد. کم‌کم متوجه می‌شویم استیون خیلی با تصویری که در نگاه اول در ذهن‌مان شکل می‌گیرد فاصله دارد. می‌فهمیم او در واقع آدم خودخواه و دروغگو و غیرقابل‌اعتماد و دغل‌بازی است که حسابی از لحاظ اخلاقی مشکل‌دار است. مثلا استیون در آغاز فیلم به دوستش که دکتر بیهوشی است می‌گوید که به دلایل خاص خودش ترجیح می‌دهد بند ساعتش به جای چرم، فلزی باشد. مدتی بعد او ساعتی با بند فلزی به مارتین هدیه می‌دهد. شاید نشانه‌ای از اینکه رابطه‌‌ی او با مارتین بیشتر از اینکه واقعی باشد، خودخواهانه و به نفع خودش است. مسئله این است که پدر مارتین فقط زیر دست استیون نمُرده، بلکه استیون به دلیل مصرف الکل قبل از عمل، پدر مارتین را کشته است. رازی که بیمارستان و مارتین از آن خبر ندارند. بنابراین رابطه‌ی استیون با مارتین و وقت گذاشتن برای او در واقع راه و روشِ استیون برای قبول کردن مسئولیت این اشتباه غیرقابل‌جبران از طریق قبول نکردن مسئولیت آن است. در واقع متوجه می‌شویم استیون در ظاهر خودش را گول می‌زند که از طریق این رابطه هوای پسر بیماری که به دستش کشته شده را دارد، اما در حقیقت استیون از این رابطه برای درپوش گذاشتن روی عذاب وجدانش که همچون آتشفشان فعال است استفاده می‌کند.
برخی فیلم‌ها قطره قطره تماشاگرانشان را در دریایشان خیس می‌کنند، ولی تصمیم به تماشای بعضی فیلم‌ها مثل فرو رفتن در عمق اقیانوس در یک چشم به هم زدن است. «کشتن گوزن مقدس» در گروه دوم قرار می‌گیرد
البته کاش این‌طور بود. استیون آن‌قدر عذاب وجدانش را سرکوب کرده و آن‌قدر از رودررو شدن با آن شانه خالی کرده که حالا واقعا به این باور رسیده که او نقشی در مرگ پدر مارتین نداشته است. او می‌داند بیمارش تحت عمل جراحی او کشته شده، اما تقصیر آن را گردن دکتر بیهوشی‌اش می‌اندازد. وقتی مارتین به استیون می‌گوید بند فلزی ساعتش را با چرم تعویض کرده‌، استیون برخلاف گفتگوی او با دوستش، هیچ واکنشی به این موضوع نشان نمی‌دهد و با آن مخالفت نمی‌کند. شاید نشانه‌ای از اینکه استیون خیلی وقت است که هویت واقعی‌اش را از مارتین مخفی نگه می‌دارد. این در حالی است که وقتی دوستش، او و مارتین را با هم می‌بیند، استیون درباره‌ی هویت مارتین به او دروغ می‌گوید. عدم صداقتِ استیون به مرور شدید و شدیدتر هم می‌شود. وقتی آنا با مارتین آشنا می‌شود، استیون می‌گوید پدرش در یک تصادف اتوموبیل کشته شده است. یکی از موتیف‌های تکرارشونده‌ی فیلم مربوط به دست‌های استیون می‌شود. در طول فیلم کاراکترها به دست‌های استیون اشاره می‌کنند و آن را به عنوان دست‌های زیبا و صاف و سفید و بی‌نقصی توصیف می‌کنند. در نگاه اول این صحنه‌ها شبیه یکی از همان صحنه‌های کمدی ابسورد معمول فیلم‌های لانتیموس است، اما در نگاهی عمیق‌تر ماجرای دست‌ها اطلاعات بیشتری درباره‌ی شخصیتِ خود استیون بهمان می‌دهد. دست‌های استیون که با آنها جان بیمارانش را در مشت دارد به او حالتی خداگونه بخشیده است. انگار کاراکترها در توصیف دست‌های بی‌نقص او، در حال ستایش کردن دست‌های توانای یک خدا هستند. این چیزی است که خود استیون هم به آن باور دارد. خود او هم باور دارد که او خدای بی‌نقصی است که کنترل همه‌چیز را در دست دارد. این موضوع را می‌توانید در رفتار با بچه‌هایش در خانه هم ببینید. کنترل شدید بچه‌ها توسط استیون شاید به اندازه‌ی تئاتر هولناکی که در «دندان نیش» دیده باشیم نباشد، اما همین که آن فیلم را به یاد می‌آورد یعنی یک جای کار می‌لنگد.

نکته‌ی دیگر درباره‌ی دست‌های استیون این است که استیون در اعماق وجودش می‌داند که توصیف بقیه از دستانش با واقعیت فاصله دارد. اینجاست که باید به صحنه‌ای از آغاز فیلم که استیون دستکش‌های سفید خون‌آلودش را به درون سطح زباله می‌اندازد برگردیم. توصیف همه از دست‌های استیون به عنوان دستانی زیبا و سفید و صاف و بی‌نقص آدم را یاد دستکش‌های کثیفش که در آن صحنه از دست در می‌آورد می‌اندازد. آن دستکش‌های خون‌آلود، واقعیتِ استیون را به نمایش می‌گذارند. استیون گذشته‌ی کثیف و درب‌و‌داغان و تیره و تاریکی دارد، اما به جای قبول کردن این حقیقت و تلاش برای جبرانش، تلاش می‌کند تا جلوه‌ی دروغینی از خودش را به نمایش بگذارد. اگر دستکش‌های خون‌آلود نماینده‌ی درون کرم‌خورده و احساسات سیاه استیون باشند، پس عملِ در آوردن دستکش‌ها و انداختن آنها در سطح زباله، شخصیتِ استیون را در یک حرکت خلاصه می‌کند: او بی‌وقفه سعی می‌کند تا گذشته‌ی تاریکش را طوری دفن کند که هیچکس نتواند آن را کشف کند. اما این گذشته همچون زامبی نامیرای سمج و تخسی عمل می‌کند که پس از هر بار دفن شدن باز دوباره از گور برمی‌خیزد و رد استیون را می‌زند و استیون دوباره از نو به فرو کردن سر این زامبی پوسیده در خاک ادامه می‌دهد. چرا که نشان دادن این زامبی به دنیا به معنی نابودی جایگاه و موقعیت و شهرت و اعتبارش است. چون به عهده گرفتن مسئولیت اشتباه بزرگی که مرتکب شده، او را از عرش به فرش خواهد رساند. پس استیون مورفی نه یک قهرمان است و نه یک ضدقهرمان. فیلم کاری با این برچسب‌های صفر و یکی ندارد. فیلم فقط می‌خواهد روانشناسی این مرد را ترسیم کند و ما را به جای او گذاشته تا آشوب روانی‌اش را از نزدیک لمس کنیم. استیون اگرچه خیلی وقت است در برزخ زندگی می‌کند، اما نقابی از ثبات و پایداری و استحکام و قدرتی دروغین به صورت می‌زند. تا اینکه او بالاخره در موقعیتی قرار می‌گیرد که راه فراری از آن برای رویارویی با گناهش پیدا نمی‌کند.
هشدار: این بخش از متن داستان فیلم را لو می‌دهد.
یادتان می‌آید در صحنه‌های گفتگوی دوتایی مارتین و استیون احساس می‌کردیم یک جای کار می‌لنگد. یادتان می‌آید هروقت مارتین جلوی دوربین ظاهر می‌شد همه‌چیز حالتی شرورانه‌تر و شوم‌تری به خود می‌گرفت، خب، معلوم می‌شود مارتین از رازِ استیون خبر دارد. می‌داند که او پدرش را به خاطر مصرف الکل کشته است. مارتین حتی می‌داند که استیون چه جور آدمی است. شاید استیون فکر می‌کرده دارد مارتین را بازی می‌دهد، اما در واقع این مارتین بوده که در تمام این مدت ادای یک بچه‌ی نادان و بی‌خبر از همه‌جا را در می‌آورده است. بنابراین به محض اینکه استیون به مارتین و مادرش بی‌محلی می‌کند، بچه‌های استیون از کمر به پایین فلج می‌شوند و سر از بیمارستان در می‌آورند. کار، کارِ مارتین است. اما چگونه؟ ماجرا برخلاف شک اول‌مان ناشی از تزریق سم یا ماده‌ای فلج‌کننده به بچه‌ها نیست. مسئله این است که مارتین در فیلم چه از لحاظ استعاره‌ای و چه به معنای واقعی کلمه، «خدا» است. اول اینکه مارتین دارای قدرت‌های ماوراطبیعه است. او نه تنها از راز دست داشتن استیون در مرگ پدرش آگاه است، بلکه به اراده‌ی خودش می‌تواند فلج‌شدگی بچه‌های استیون را درمان کرده یا دوباره برگرداند. همچنین او بیماری‌ای به جان بچه‌های استیون انداخته که انگار هیچ نمونه‌ای در دنیا ندارد. بهترین دکترهای کشور هم توانایی تشخیص و درمان آن را ندارند. نه تنها در صحنه‌ای در اواخر فیلم آنا پاهای مارتین را می‌بوسد، بلکه صحنه‌ای که دختر خانواده با پاهای فلج به درگاه مارتین که همچون بُت ساکت و ساکن است التماس می‌کند تا او را خوب کند هم به خدابودن مارتین اشاره می‌کند. صحنه‌ای را که استیون و مارتین و مادرش در حال تماشای سکانسی از فیلم «روز موش‌خرما» (Groundhog Day) هستند هم فراموش نکنیم. جایی که کاراکتر بیل موری می‌خواهد به همکارش ثابت کند که قدرت‌های خداگونه دارد.

در ابتدا مارتین به عنوان آنتاگونیست تنفربرانگیزی ترسیم می‌شود که هروقت جلوی دوربین قرار می‌گیرد مقدار انرژی آزاردهنده‌‌ای که از خود ساتع می‌کند به مرز هشدار می‌رسد. هیچ کاری از دست استیون و آنا برای نجات فرزندانشان برنمی‌آید. اما همان‌طور که لانتیموس کاری کرده تا نتوان استیون را به عنوان قهرمان یا ضدقهرمان دسته‌بندی کرد، به مرور با جنبه‌ای از شخصیت مارتین آشنا می‌شویم که او را در عین ترسناک‌بودن، در جایگاه قابل‌درکی قرار می‌دهد. مارتین می‌خواهد عدالت را برقرار کند. او برای این کار یک چیز از استیون می‌خواهد: استیون یا باید یکی از اعضای خانواده‌اش را بکشد، یا هر سه نفر آنها به این بیماری ناشناخته مبتلا شده و بعد از مدتی به دلخراش‌ترین شکل ممکن می‌میرند و او را تنها می‌گذارند. استیون در ابتدا در مقابل گرفتن این تصمیم ایستادگی می‌کند و مثل گذشته دست به هر کاری برای فرار از این مخمصه می‌زند، اما این تو بمیری از آن تو بمیری‌ها نیست. استیون بالاخره باید تقاص اشتباهی را که کرده پس بدهد و هیچ راهی برای عدم وقوع آن هم وجود ندارد. نتیجه برخورد احساساتی است که مثل برخورد آب و آتش به هیچ شکلی با یکدیگر کنار نمی‌آیند. از یک طرف استیون به عنوان انسان آب‌زیرکاهی معرفی می‌شود که اشتباه مرگبارش را به گردن نمی‌گیرد، اما از طرف دیگر یکی از اعضای خانواده‌اش باید به دست خودش قربانی برقراری عدالت شود. از طرف دیگر در قالب مارتین با آدم باادب و بانزاکتی روبه‌رو می‌شویم که درونش سرشار از سادیسمی در شرف انفجار است که به هیچ شکل دیگری آرام نمی‌گیرد. اگرچه تصور او از عدالت و قصاص زیاده‌روی به نظر می‌رسد، اما تماشاگران هم متوجه می‌شوند که نه تنها او انگیزه‌ی قابل‌درکی برای این کار دارد، بلکه استیون هم آدمی است که فقط «زیاده‌روی» می‌تواند او را مجبور به روبه‌رو شدن با گناهش بکند. نتیجه سیستم اخلاقی گل‌آلود و پیچیده‌ای است که باعث می‌شود نتوانیم به راحتی تشخیص دهیم در این درگیری حق با چه کسی است و در نتیجه خود را در سردرگمی کامل پیدا می‌کنیم.
مارتین به عنوان آنتاگونیست تنفربرانگیزی ترسیم می‌شود که هروقت جلوی دوربین قرار می‌گیرد مقدار انرژی آزاردهنده‌‌ای که از خود ساتع می‌کند به مرز هشدار می‌رسد
با این حال در نگاه اول به نظر می‌رسد لانتیموس در این درگیری به‌طرز غیرآشکاری طرفدارِ استیون است و قصد به زیر سوال بردن فلسفه‌ی انتقام‌جویانه‌ی مارتین را دارد. یک چیز ردخور ندارد: استیون آدم پستی است. هرجور حساب کنیم او به خاطر عدم مسئولیت‌پذیری‌اش موجب مرگ یک نفر شده و به جای قبول این حقیقت، از آن شانه‌ خالی می‌کند. اما یک چیز دیگر هم ردخور ندارد: اینکه مارتین هم به همان اندازه حکم خدای خودخواهی را دارد که از قدرت بلامنازعش برای رسیدن به هدف خودش استفاده می‌کند. او با استفاده از قدرتش یک سیستم قضایی مخصوص اجرای چشم‌انداز و نسخه‌ی خودش از عدالت درست کرده است. در «کشتن گوزن مقدس» سوال این نیست که آیا استیون گناهکار است یا نه، بلکه این است که آیا سیستمی که وظیفه‌ی مجازات او را دارد درست است یا نه؟ این موضوع من را یاد اپیزود «خرس سفید» از سریال «آینه‌ی سیاه» می‌اندازد. آنجا هم در اینکه شخصیت اصلی گناه بزرگی مرتکب شده شکی وجود ندارد، اما سوال این است که آیا سیستم، مجازاتش را به درستی تعیین می‌کند؟ مارتین با قدرتش استیون را مجبور می‌کند تا یکی از اعضای خانواده‌اش را به همان شکلی که پدرش را کشته بود بکشد. حتی صحنه‌ی تیراندازی که استیون به دور خودش چرخیده و تلوتلو می‌خورد هم یادآور شخصی است که بعد از مصرف الکل، ثبات روانی ندارد. همه‌چیز به همان شکلی که برای خانواده‌‌ی مارتین اتفاق افتاده بود، برای خانواده‌ی استیون هم تکرار می‌شود. حالا تنها سوالی که می‌ماند این است که آیا چنین نوع قصاصی درست است؟ آیا پسر کوچک استیون به خاطر اشتباه پدرش باید بمیرد؟ جواب به چنین سوالاتی اصلا آسان نیست. از یک طرف قصاص یعنی «یک چشم به ازای یک چشم». پس یکی از اعضای خانواده‌ی استیون باید به ازای مرگ یکی از اعضای خانواده‌ی مارتین کشته شود، اما از طرف دیگر به قتل رسیدن یک بی‌گناه اصلا با عقل جور در نمی‌آید. از یک طرف همین قدرت بلامنازع مارتین است که استیون را مجبور می‌کند تا اشتباهش را قبول کند، اما کماکان این سوال مطرح می‌شود که از کجا معلوم راهکار مارتین برای این کار اخلاقی باشد؟ از یک سو می‌توان گفت راهکار مارتین، راهکاری درستی است چون منجر به رویارویی استیون با مشکل ریشه‌دوانده در روحش و کنار آمدن با آن می‌شود و از طرف دیگر می‌توان گفت برای اینکه استیون با مشکلش کنار بیاید، یک بچه‌ی بی‌گناه باید به قتل برسد. پس، اینکه انسانی برای جبران کردن گناهش مجبور به ارتکاب گناهی دیگر شود، کل این راهکار را زیر سوال می‌برد.

اما کمی که دقیق‌تر می‌شویم به این نتیجه می‌رسیم که شاید ما با این حرف‌ها داریم همان اشتباهی را مرتکب می‌شویم که لانتیموس با این فیلم می‌خواهد به آن اشاره کند: اشتباه تلاش برای پیدا کردن جواب و توجیه کردن. تلاش برای باز کردن گره‌ها و ساده‌سازی پیچیدگی‌ها. اشتباه تلاش برای پیدا کردن راهی برای قوت قلب دادن به خودمان که دنیا به حدی که این فیلم نشان می‌دهد ترسناک و بی‌در و پیکر نیست. اشتباه تلاش برای دست دراز کردن و گرفتن لبه‌ی پرتگاه برای جلوگیری از سقوط‌مان. تلاش‌هایی که همه به در بسته می‌خورند. شاید لانتیموس می‌خواهد بهمان بفهماند دست از تلاش کردن بکشید. دست از تلاش کردن برای فهمیدن این دنیا بکشید. دست از مطرح کردن این سوالات بی‌معنی و زور زدن برای جواب دادن به آنها بکشید. یکی از عادت‌های ما انسان‌ها، دسته‌بندی کردن همه‌چیز است. فلانی خوب است، فلانی بد است. فلان سیستم خوب است و فلان سیستم بد است. حق با این یکی است و تقصیر آن یکی است. این عادت بهمان کمک می‌کند تا دوست را از دشمن تشخیص بدهیم. کمک‌مان می‌کند تا حتی در تاریک‌ترین لحظات هم کورسویی از نور در انتهای تونل برای خودمان درست کنیم. شاید به خاطر همین عادت‌مان است که این‌قدر برای توجیه کارهای شخصیت‌ها و اینکه حق با چه کسی است صغری کبری چیدم. شاید باید شمشیر شکسته‌مان را زمین بیاندازیم، سپرمان را پایین بیاوریم، فکر نجات پرنسس را از ذهن‌مان دور کنیم و خودمان را برای بلیعده شدن توسط اژدها آماده کنیم. «کشتن گوزن مقدس» در دنیایی غیرقابل‌فهمیدن جریان دارد. در دنیایی که مارتین در حالی که ماکارونی‌اش را قورت می‌دهد، تهدیدات وحشتناکش را توجیه می‌کند. در دنیایی که آدم‌هایی مثل دکتر استیون مورفی با وجود خون‌هایی که ریخته‌اند، به موفقیت و ثروت و احترام و اعتبار می‌رسند. در دنیایی که کسانی مثل مارتین با وجود تمام جنایت‌هایشان قسر در می‌روند.
لانتیموس ما را به دنیایی می‌برد که فارغ از برنده و بازنده، افتضاح است. مهم نیست حق با استیون است یا مارتین. مهم این است که تمام این اتفاقات در دنیای آشفته‌ای می‌افتد که نظم و قانون در آن توهمی بیش نیست و چیزی که درباره‌اش شکی وجود ندارد، آشوب و هرج و مرجی است که در آن زبانه می‌کشد. حالا یک شیطان قوی‌تر (مارتین) یک شیطان ضعیف‌تر (استیون) را شکست داده است. این به معنی اجرای عدالت نیست. این به معنی پایین کشیده شدن یک شیطان و نشستن یکی قوی‌تر به جای قبلی است. این به معنی جنگی بین شیاطین است که فارغ از برنده‌اش به نفع هیچکس به جز خودشان نیست. بالاتر گفتم که انگار رویداد بزرگی در دنیای این فیلم افتاده که مسیرش را از مسیر دنیای ما منحرف کرده است. می‌خواهم باور کنم دنیای این فیلم همان دنیایی است که جوکرِ کریستوفر نولان قصد برپایی آن را داشت. می‌خواهم باور کنم «کشتن گوزن مقدس» در آینده‌ی «شوالیه‌ی تاریکی» جریان دارد. در دنیایی که نقشه‌ی انفجار کشتی‌ها توسط جوکر با موفقیت اجرا می‌شود. در دنیایی که جوکر با شکست دادن بتمن، دیدگاه آنارشیستی‌اش را مثل یک بیماری گسترش می‌دهد. «کشتن گوزن مقدس» درباره‌ی اینکه آیا استیون به سزای اعمالش می‌رسد یا نه نیست، بلکه درباره‌ی این است اجراکننده‌ی عدالت هم خود مجرم است. «کشتن گوزن مقدس» درباره‌ی قهرمان و ضدقهرمان و شخصیت‌های مثبت و منفی نیست، بلکه درباره‌ی دنیایی است که به متجاوزان و مجرمان اجازه‌ی آزادانه چرخیدن و پیشرفت می‌دهد و شرایط سقوط و نابودی بی‌گناهان و ضعیفان را فراهم می‌کند. تلاش برای پیدا کردن اخلاق در این دنیا به چیزی جز بن‌بست منجر نمی‌شود.

ما عادت داریم در داستان‌هایی که می‌شنویم و می‌بینیم دنبال وزنه‌ی اخلاقی‌اش بگردیم. مثلا سریالی مثل «برکینگ بد» با وجود دنیای تماما خاکستری‌اش، کماکان وزنه‌ای برای دسته‌بندی کاراکترهایش بهمان می‌دهد. با اینکه والتر وایت دست به اعمال وحشتناکی می‌زند، اما همیشه چیزی مثل بیماری و تصمیمش برای تامین خانواده‌اش وجود دارد که کارهایش را در مقایسه با آنها توجیه کنیم. همیشه آدم‌های بدتری مثل گاس فرینگ یا دار و دسته‌ی نئونازی‌ها هستند که در مقابله با آنها طرفِ والت را بگیریم. این وزنه‌ی اخلاقی همچون حداقل ابزاری عمل می‌کند که کمک می‌کند چیزی برای فهمیدن دنیای پیچیده‌ی سریال داشته باشیم. تا والت را با تمام کارهای وحشتناکی که انجام داده امپراتور و هایزنبرگ بزرگ بنامیم و خیال خودمان را راحت کنیم. «کشتن گوزن مقدس» اما در دنیایی جریان دارد که خبری از این وزنه‌ی اخلاقی مشخص نیست. انگار «کشتن گوزن مقدس» با آن دسته فیلسوفانی موافق است که اعتقاد دارند اخلاق نه یک کانسپت واقعی، بلکه چیزی ساختگی و قلابی است که توسط خود جامعه طراحی شده. اخلاق کانسپتی نسبی است که فرد به فرد متغیر است. عدالت کانسپتی نسبی است که فرد به فرد متغیر است. لانتیموس جنبه‌‌ی ترسناکی از دنیایمان را برجسته می‌کند: تمایل‌مان به توجیه کردن اشتباهات و کارهای وحشتناک‌مان و او این کار را از طریق لحن ابسورد خاص فیلمش انجام می‌دهد. چیزی که فیلم‌های لانتیموس را به‌طرز منجمدکننده‌ای ترسناک می‌کند، حذف انسانیت از کاراکترهایش است. در بازگشت به «برکینگ بد»، والتر وایت طوری نیازها و خواسته‌هایش را با نقش‌آفرینی خروشان و آتشین برایان کرنستون بیان می‌کند که تماشاگر نمی‌تواند با او ارتباط برقرار نکند و با درد و کمبود و افسردگی‌اش همذات‌پنداری نکند.
«کشتن گوزن مقدس» فاقد انسانیت رایجی است که معمولا از سینما انتظار داریم
«کشتن گوزن مقدس» اما فاقد انسانیت رایجی است که معمولا از سینما انتظار داریم. کالین فارل در قالب استیون مورفی نقش یک تکه سنگ متحرک را بازی می‌کند که به جز لحظاتی نمایش خشم، سرد و ساکن است. بری کیوگن در نقش مارتین هم چنین وضعیتی دارد. چه وقتی که برای بچه‌های استیون هدیه می‌آورد و چه وقتی که از لیمونادهای آنا تعریف می‌کند و چه وقتی که استیون را در رستوران بیمارستان تهدید می‌کند، او در همه‌حال در بی‌روح‌ترین حالت ممکن صحبت می‌کند. انگار غده‌ی تولید احساساتشان را از بدنش خارج کرده و به سطل زباله انداخته‌اند. لانتیموس به ندرت اجازه می‌دهد تا از آنها چشم برداریم. دوربین نگاه‌های خیره‌‌ی کاراکترها را در حال بیان دیالوگ‌هایشان زیر نظر می‌گیرد. انگار لانتیموس می‌خواهد همچون کاراگاهی سر صحنه‌ی جرم، ذره‌بین‌مان را روی چشمانشان گرفته و به دنبال سرنخی از انسانیت در آنها بگردیم. بعضی‌وقت‌ها جستجوهایمان جواب می‌دهد. آنا و کیم با اینکه موجوداتی متعلق به همین دنیا هستند، اما هر از گاهی احساساتی از عشق، تلاش برای بقا و ترس در نگاه‌هایشان می‌دود که هرچند غیرپیچیده، اما حداقل نشانه‌ای از توخالی‌نبودنِ روحشان است. ولی جستجو برای یافتن انسانیت در چشمانِ کالین فارل و بری کیوگن به در بسته می‌خورد و هیچ چیزی ترسناک‌تر از این نیست. شاید اگر همین داستان توسط شخص دیگری ساخته می‌شد، شاهد فلش‌بک‌هایی به گذشته‌ی استیون و مارتین می‌بودیم تا انگیزه‌ها و احساساتشان و چیزهایی را که منجر به اشتباهات و سرخوردگی‌هایشان شده است از زاویه‌ی انسانی‌تری درک می‌کردیم، اما لانتیموس با حذف تمام چیزهایی که این کاراکترها را به دنیای واقعی متصل می‌کند و حس همدردی‌مان را نسبت استیصالشان برمی‌انگیزد، دنیای زشت و کثیفی ترسیم کرده است که در آن هیچ چیزی برای توجیه کردن وجود ندارد. دیگر تماشاگران نمی‌توانند از طریق درام‌پردازی‌های هالیوودی کارهای وحشتناک کاراکترها را توجیه کنند. اینجا فقط آنها هستند و کارهایشان. «کشتن گوزن مقدس» مجبورمان می‌کند بی‌پرده با بدترین خصوصیات‌‌مان روبه‌رو شویم: خصوصیت توجیه کردن رفتارمان. خصوصیتِ استفاده از انسانیت برای درپوش گذاشتن روی اشتباه‌ و دفاع از تصمیمات بدمان. شاید از عنصر انسانیت بتوانیم به عنوان مکانیسمی برای کنار آمدن با آن و تلطیف عواقب وحشتناکش استفاده کنیم، اما وقتی عنصر انسانیت از معادله حذف می‌شود، تصویر ِخالص و واضح و فیلترنشده و سانسورنشده‌ای از واقعیت باقی می‌ماند که چشم در چشم شدن با آن فلج‌کننده است.
دانلود زیرنویس فارسی این فیلم

چاپ این بخش

  عراق، دومین کشور زیارتی جهان اسلام
ارسال‌شده توسط: hmseo - 10-03-2018, 03:04 PM - انجمن: گردشگری - بدون‌پاسخ

عراق کشوری  عرب زبان درخاورمیانه و جنوب غربی آسیاست، هرچند که تعداد زیادی از جمعیت این کشور را کرد زبان ها نیز تشکیل می دهند.  پایتخت عراق شهر بغداد بوده و این کشور از جنوب با عربستان سعودی، از غرب با اردن و سوریه از شرق با کشورمان ایران و از شمال با ترکیه همسایه است.
کربلا
شهری مذهبی و مقدس برای تمامی شیعیان جهان که تا سال 61 قمری بیابان بزرگی بوده به نام نینوا که البته مردم ان منطقه، نام های دیگری نیز بر روی ان نهاده بودند، اما بعد از سال 61 قمری و رودیداد  عظیم کربلا و قیام امام حسین (ع)، به تدریج مورد توجه شیعیان قرار گرفت تا به امروز که بزرگ ترین میعادگاه شیعیان و دومین میعادگاه بزرگ مسلمانان جهان به شمار می آید.
تور کربلا همه ساله در ایام زیارتی خاص به ویژه تا سوعا و عاشورا  و اعیاد مذهبی مانند عید قربان و ولادت امام حسین در قالب کاروان های زیارتی عتبات برگزار می شود. این تورها در دو نوع  تور کربلا هوایی و تور زمینی کربلا به مسافران ایندیار خدمات رسانی می کنند.
اغلب تور های عتبات  شامل بلیط رفت برگشت، اقامت در هتل به همراه ناهار وشام، ویزای عراق، بیمه مسافرتی، گشت وزیارت به همراه مدیر و مداح مجرب است.
نجف
شهرنجف پس از سوء قصد و کشته شدن اما علی (ع) توسط ابن ملجم  تبدیل به شهری مهم در میان مسلمین جهان تبدیل شد. اهمیت این مکان مذهبی علاوه بر در برگرفتن پیکر پاک امام علی، به واسطه وجود آرامگاه حضرت هود، نوح وصالح نیز در آن می باشد و به همین دلیل است که همواره در مناسبت های دینی مانند ایام ولادت و شهادت یکی از پر رفت و امد ترین مقاصد جهان اسلام به شمار می آید.
تور نجف همواره با بلیط چارتر از مقاصد مختلفی چون کشور عزیزمان ایران صورت می پذیرد.معمولا تور کربلا و تور نجف به صورت گروهی انجام می شود.
اربعین حسینی
اربعین حسینی، 20 صفر و درواقع چهل روز بعد از شهادت امام حسین(ع) است که جزو مهم ترین مناسبت های شیعیان جهان به شمار آمده و همه ساله پر شور تراز سال های قبل برگزار می شود. این مناسک که به نوعی فستیوال مذهبی برای نشان دادن اتحاد و وحدت میان شیعیان تبدیل شده، یکی از بزرگ ترین مراسم پیاده روی جهان نیز محسوب می شود. درواقع پیاده روی اربعین پس از مراسم حج در کعبه، دومین مراسم بزرگ مذهبی در سرتاسر جهان است.
فلسفه پیاده روی اربعین
پیاده به کربلا رفتن به خصوص در ایام اربعین، فلسفه و مضوعیت خاص خود را دارد و از آنجا که پرداختن به ان از همان سال های اولیه پس از شهادت امام حسین در زمره کارهای ثواب قرار گرفته، احادیث و روایات زیادی در باب آن وجود دارد.
به طور مثال، بنا به فرموده امام عسکری (ع)؛ یکی از نشانه های مومن – که در این روایت مقصود شیعه است – زیارت سیدالشهدا درروزاربعین می باشد.
چرا که امام صادق (ع) به یکی از دوستان خود می‌فرماید:
قبر حسین (ع) را زیارت کن و ترک مکن.
پرسیدم: ثواب کسى که آن حضرت را زیارت کند چیست؟
حضرت فرمود: کسى که با پای پیاده به زیارت امام حسین (ع) برود، خداوند برای هر قدمى که برمى‏دارد، یک حسنه برایش نوشته ویک گناه از او محو مى‏فرماید و یک درجه مرتبه ‏اش را بالا مى ‏برد.
سابقه تاریخی پیاده روی اربعین
از جهتی جریان پیاده روی برای زیارت سیدالشهدا در روز اربعین سابقه ای تاریخی نیز دارد. زیارت کربلا با پای پیاده در زمان شیخ انصاری رسم بوده است، ‌اما در برهه ‌ای از زمان به فراموشی سپرده می‌شود که در نهایت توسط شیخ میرزا حسین نوری دوباره احیا می‌شود.
تور اربعین هر ساله حتی در زمان اوج تسلط داعشیان بر بخش هایی از کشور عراق برگزار شده و همواره نیز با استقبال زیادی از طرف مردم رو به رو گشته است. این تورها از چندین هفته جلوتر به صورت گروه های مردمی به صورت پیاده از مرزهای مهران  و سایر مرزهای ایران آغاز شده و در مرز، ویزای عراق برای زائران صادر و بیمه مسافرتی گرفته می شود. گروه های مردمی معمولا توسط یک مدیر کاروان که شناخت کامل نسبت به عتبات دارد، هدایت می شود.

چاپ این بخش

  کویرگردی به سبک ایرانی
ارسال‌شده توسط: hmseo - 10-03-2018, 03:02 PM - انجمن: گردشگری - بدون‌پاسخ

شاید در سالیان اخیر برخلاف گذشته، مردم ایران اهمیت بیشتری برای کویر و کویرگردی قائل می شوند و به همین دلیل آژانس های مسافرتی مختلف، تورهای متعددی از جمله تور کویر یک روزه را به مناطق کویری مختلف برگزار می کنند، اما هنوز هم آنطور که باید و شاید به این طبیعت زیبا پرداخته نمی شود. بهترین زمان برای کویرنوردی، فصل پاییز است، هنگامی که هوا خنک تر شده و باد لطیف پاییزی، چهره ها را نوازش می دهد و دیگر آفتاب سوزان و مردافکن کویر در روز، شما را از پای در نمی آورد و موجب گرمازدگیتان نمی شود، هرچند که هیچ زمانی صفای شب های کویر، جمع شدن دور آتش و رصد ستاره ها را ندارد. کویرگردی به همین آسانی ها که فکر می کنید نیست. اولین موری که باید آن را پیش از سفر رعایت کنید، تهیه وسایل مورد نیاز کویرنوردی است که از همه بیشتر باید روی کفش مناسب کویرنوردی تاکید کرد که تاثیر به سزایی در کیفیت سفر و همچنین سلامتی شما دارد. در زیر چند کویر معروف و پرطرفدار و همینطور سحرانگیز ایران را به شما معرفی می کنیم.
 
کویر مرنجاب کجاست؟
می توان گفت که نام این منطقه کویری در استان اصفهان و در مجاورت شهرستان آران و بیدگل از کاروانسرا و قناتی گرفته شده که به دستور شاه عباس در این منطقه ساخته شده است. تنها نام جزیره سرگردان و دریاچه نمک که از جاذبه های گردشگری کویر مرنجاب هستند، کافیست تا انسان را به کویرنوردی ترغیب کرده و راهی این منطقه و نیز پیوستن به تور کویر مرنجاب نماید. برای اقامت در کویر مرنجاب، اقامتگاه ها و هتل های سنتی مختلفی وجود دارد.
کویر ورزنه کجاست؟
کویر ورزنه است و تپه های شنی غول آسا و عجیب که از باد متولد شده اند. درواقع باد باعث فرسایش پوشش این منطقه که به کویر خارا نیز معروف است شده و ان را به این شکل دراورده است. کویر ورزنه حدود 100 کیلومتر از اصفهان فاصله دارد و وسعت آن چیزی در حدود 17 هزار هکتار است. عددی بزرگ، رعب انگیز و جالب. یکی از دلایل توصیه ما به شما برای انتخاب تور کویر ورزنه، همین مورد است.
کویر کاراکال کجاست؟
شاید اگر واژه تور کویر کاراکال را شنیدید، اولین فکری که به ذهنتان خطور کرده، توری به مناطق آفریقایی یا آمریکای مرکزی بوده است، اما بهتر است بدانید که این منطقه در نزدیکی شهر بافق در استان یزد واقع شده است. علاوه بر تفریحات رایج در کویرگردی و نیز قدم زدن در نخلستان های زیبای کویر کاراکال، یکی از جاذبه های کم نظیر این منطقه، دیدن گونه های مختلف و کمیاب حیات وحش مرکزی ایران است که برخی از آن ها در معرض خطر انقراض قرار گرفته اند.
کویر مصر کجاست؟
یکی از اولین انتخاب های ایرانی ها برای کویرگردی، تور کویر مصر است. هرچند که این کویر از تهران فاصله زیادی دارد، اما این قضیه باعث نمی شود تا گردشگران به خصوص عاشقان کویر در زمان های مناسب کویرنوردی، از سفر به این منطقه چشم بپوشند. از هیجانات خاص این کویر که انتظار مسافران را می کشد، می توان به شترسواری، آفرود و رصد ستارگان اشاره نمود.

چاپ این بخش

  خرید فرش کاشان
ارسال‌شده توسط: quadcopter - 01-03-2018, 11:12 PM - انجمن: آتلیه عکاسی - پاسخ‌ها (1)

اگر بخواهیم طرح فرش را به گونه مختصر و مفید تعریف کنیم، می توان گفت به مجموعه‌ی وضع ظاهری فرش، شامل نقش، رنگ‌آمیزی، بافت و ابعاد، طرح فرش می گویند. تمامی این عوامل می بایست با یکدیگر متناسب باشند تا نهایتاً طرح زیبایی در متن و حاشیه‌ی به وجود آورند. .به جهت ارتباط مستقیم فرش با موضوع طراحی آن، همواره مبحث طراحی فرش از موضوعات مهم بوده که گفته ها و نوشته های زیادی را بخود اختصاص داده است و کمتر مطلبی در ارتباط با فرش می توان یافت که به موضوع طرح فرش اشاره ای گرچه مختصر و کوتاه نداشته باشد .طرح فرش بخشی مهم و اساسی در صنعت و هنر فرش بافی  به حساب می آید. در کنار عوامل مهمی که بر  اعتبار و ارزش خرید فرش تاثیرگذار است، طرح فرش نقشی کلیدی داشته و اصالت و هویت ملی یک فرش از روی نقشه آن شناخته می‌شود. کشور عزیزمان ایران با وجود داشتن نعمت هنرمندانی زبردست، همواره زبانزد سایر کشور ها در زمینه طراحی فرش بوده است. طرح فرش ایران آمیزه‌ایست از هنر، صنعت، معتقدات و فرهنگ ایرانی که طیّ قرون و اعصار شکل گرفته، متجلّی گشته و به اوج رسیده‌است. و بخش عظیمی از این شکوفایی، مدیون ذهن و دست طرّاحان توانمند ایرانی است. از آن‌جایی که طرّاحی فرش کاری گسترده است، در مناطق مختلفی صورت می‌گیرد. در نتیجه تعداد طرّاحان فرش بسیار فراوانند. این در حالیست که عدّه‌ای از این طرّاحان هنرمند و ارزنده، در گمنامی کامل به این کار مشغولند. عدّه‌ای دیگر از طرّاحان نیز، به روش‌های‌ مختلف از جمله عرضه‌ی طراحی‌های خود به مردم و اهل فنّ، شناخته شده‌اند.با این حال هنوز هم از هنر این هنرمندان به خوبی تجلیل نشده است. با توجه به وسعت جغرافیایی وسیع ایران، در هر منطقه از کشورمان شاهد هنرمندی طراحان گوناگونی هستیم که با سبک و سیاق های مختلف و مخصوص به آن مکان هنرنمایی می کنند. در مطلب پیش رو به معرفی طراحان چند شهر مختلف از ایرانمان می پردازیم تا حداقل مختصری هنر این افراد هنرمند را ارج بنهیم.[عکس: buy-kashan-carpet.jpg]
   طراحان تهران
با وجود اینکه تهران پایتخت و بزرگ ترین شهر ایران است، اما بر خلاف دیگر شهرها، مدّت زمان زیادی نیست که تهران، قطب مهمی برای هنرمندان طرّاح برشمرده می‌شود. این طرّاحان و نقاشان در دو دسته‌ی زیر جای می‌گیرند:
طراحان و نقاشان آزاد
مشهورترین طرّاح آزاد فرش در تهران، سید ابوالحسن موسوی سیرت است. وی سال ۱۳۲۲ در همدان که یکی از مراکز مهم قالیبافی ایران است متولد شد. از کودکی به نقاشی علاقه‌ی زیادی داشت و پدرش که معمار بود، او را به استاد میرزا رضا یگانه که خود از استادان بنام آن روز همدان در طرّاحی قالی بود، سپرد. وی همزمان با آموزش طرّاحی، به ادامه‌ی تحصیل پرداخت و در سال ۱۳۴۳ پس از کسب مهارت‌های لازم و پایان تحصیلات به تهران آمد. برادر وی، سیّد ابوالقاسم موسوی سیرت نیز از جمله نقّاشان آزاد است. از دیگر طرّاحان فرش معاصر و معروف تهران می‌توان استاد محمود فرشچیان، حسن رضایی، محمد‌حسین ولی‌زاده، ضیایی، ابوالفتح رسام عرب زاده، اکبر عندلیب و منصور تامسون را نام برد.
طراحان و نقاشان شرکت فرش
در تهران علاوه بر نقّاشان و طرّاحان آزاد، گروه دیگری از هنرمندان طرّاح وجود دارند که در شرکت فرش، گرد‌هم‌ آمده‌اند و به خلق آثاری هنرمندانه و ماندگار می‌پردازند؛ که از این میان می‌توان به غلامحسین سکندانی، عبدالکریم رفیعی ژرفی،‌اماقانی، مسگرها، رضایی، معصومه حسینی، جعفر پاکدست، عبدالله رضاییان، مجید محمودی، اکبر داوودی دارابی، محمّد‌جعفر محمّدزاده، مسعود فراهانی، غلامحسین محمودی، حسین محمودی، ابوالفضل کریمی و عبدالمجید صادقی اشاره کرد.
طراحان کرمان
كرمان در زمينه بافت قالي، تاريخ مدوني ندارد و تاريخ آن سينه به سينه نقل شده است و به روايتي باسابقه پانصد ساله يكي از مناطق قديمي، قالي بافي در ايران به شمار مي‌رود. در عهد صفويه كه اوج شكوفايي هنر در ايران بود، قالي هم مانند ديگر هنرها در اين دوره بيشتر شكوفا شد. اين صنعت در اوايل دوره قاجاريه رو به زوال رفت. شروع انقلاب صنعتي و ورود پارچه‌هاي نساجي و ماشيني كه كاهش توليد انواع منسوجات دستي را در پي داشت عامل اصلي گرايش به هنر قالي بافي در كرمان بود و در واقع بعد از انقلاب صنعتي اروپا، يكي از پررونق‌ترين دوره‌هاي قالي بافي در كرمان آغاز شد. طراحي و نقشه‌كشي قالي كرمان هم قدمتي ديرينه دارد، گرچه به جز نامي كه از چند تن از نقاشان منطقه كرمان به جاي مانده، تاريخچه چندان دقيقي درباره چگونگي رونق طراحي نقشه‌هاي قالي و چگونگي نام نهادن به طرح‌هاي اين منطقه در دست نيست. از معروف‌ترین طراحان معاصر فرش ایران و طراحان کرمانی می‌توان محسن‌خان و پسرش حسن خان؛ استاد کاظم احمد خان؛ احمدعلی‌خان کربلایی و اکبر فدایی را نام برد. شهرت و آوازه قالي كرمان بيش از هر چيز به دليل درآميزي رنگ و طرح آن است. طرح و رنگ قالي كرمان يكي از نفيس‌ترين، زيباترين، و خوش‌سبك‌ترين بافته‌هاي جهان به شمار مي‌آيد به‌طوري كه كمتر مي‌توان دو قالي از نظر رنگ و نقشه شبيه به هم پيدا كرد.
طراحان اصفهان
از طرّاحان فرش بنام اصفهانی نیز می‎توان به استاد محمود فرشچیان، احمد دادخواه، حاج میرزا آقا امامی و حسین مصور الملکی اشاره کرد.
طراحان مشهد
قالی بافی در مشهد حدود پنج سده قدمت دارد، به‌طوری که یکی قدیمی‌ترین فرش مشهد که موجود است، نوعی فرش نماز (سجاده) است که توسط شاه طهماسب به سلیمان باشکوه در سال ۱۵۵۶ هدیه شده‌است. این فرشها در سه درجه کیفیتی در کارگاه سلطان ابراهیم میرزا، فرزند سام میرزا، و برادرزاده شاه طهماسب، ساخته می‌شده‌است. یکی از انواع درجه یک آن تا دو سال پیش در لندن بود و به اعتقاد برخی در حال حاضر در اختیار کلکسیونر معروف، شیخ سعود آل ثانی قطری، است. تعدادی از نمونه‌های درجه دوم و سوم هنوز در موزه Topkapi موجود می‌باشند. طرقبه، شاندیز، زشک، نوغند، جاغرق مهمترین مراکز قالی بافی در مشهد هستند. همچنین از استادان معروف آن می‌توان محمد عمواوقلی، علیخان عمواوقلی، محمد ابراهیم مخملباف، عباسقلی صابر، حاج غلامرضا اخوان ساج و از طراحان معروف آن عبدالحمید صنعت نگار، محمد‌حسین فخرالواعظیم، علی اکبر طرح‌چی و احمد بهبودی نام برد.
طراحان کاشان
قالیبافی در کاشان به طور کلی شامل شهر کاشان و حومه، نطنز و جوشقان قالی است که گستردگی و وسعت آن حتی تا بعضی از دهستانهای گلپایگان، محلات، اردستان و اصفهان نیز امتداد می یابد. شهر کاشان به عنوان محور اصلی نقش بسیار مهمی را در ارتباط با دیگر نقاط به عهده دارد. از میان طراحان معاصر فرش ایران و طراحان ماهر و توانای فرش کاشان که با ذوق و هنر خود در زمینه‌ی طرّاحی فرش، چشم هر بیننده‌ای را به خود جلب می‌نمایند، می‌توان از میرزا نصرالله صانعی (نقّاش زاده)، سیّد رضا صانعی، محمّد افسری، محمّد صنیعی، حسین تقدیسی، عبّاس محتشم‌زاده و امیر کریم‌پور یاد نمود. فرش کاشان از متراژهای مختلف فرش و انواع مختلف فرش مانند فرش سجاده‌ای کاشان، تابلوفرش و ... قابل ارائه به مشتریان محترم می باشد.  

چاپ این بخش

  تبلیغ در گوگل
ارسال‌شده توسط: daftarezdeva - 24-02-2018, 09:08 PM - انجمن: تشریفات - بدون‌پاسخ

[عکس: 153190211155541.jpg]
مقایسه تبلیغات در گوگل ادوردز و سئو، کدام یک برای بازاریابی بهتر است؟
در این مقاله به معرفی گوگل ادوردز، سئو، مقایسه آنها و اینکه کدامیک برای رونق کسب و کار شما بهتر می باشد بپردازیم.
تبلیغات در گوگل و سئو اجزای اصلی بازاریابی از طریق موتورهای جستجو (SEM) هستند، وقتی اگر در حال اجرای کمپین‌ های دیجیتالی بازاریابی هستید، هر دو با ارزش‌ترین ابزار در این زمینه محسوب می‌شوند.
گوگل ادوردز و سئو، دارای برخی تفاوت‌ها و شباهت‌ها هستند، موقعیت‌هایی هم پیش می‌آید که با توجه به اهداف بازاریابی و کسب‌ و کار، باید از هر دو آنها استفاده کرد.
[عکس: 153190211159992.jpg]
گوگل ادوردز یا تبلیغات در گوگل چیست؟
اگر در زمینه بازاریابی دیجیتال تازه‌کار هستید ممکن است از افراد این حوزه درباره مواردی چون PPC (پرداخت به ازای هر کلیک)، گوگل ادوردز و اصطلاحاتی مانند CPC(هزینه به ازای هر کلیک)، پیشنهادات مزایده و کمپین‌ها چیزهایی شنیده باشید اما معنی این کلمات را ندانید. نگران نباشید ما در این مقاله نگاه مختصری نیز به این امور خواهیم داشت.
گوگل ادوردز یا همان تبلیغات در گوگل ادوردز، یک پلتفرم تبلیغاتی با مالکیت گوگل است. تبلیغ کنندگان می‌توانند از این پلتفرم برای قرار دادن تبلیغات در صفحات نتایج جستجوی گوگل، محصولات گوگل (یوتیوب، جی‌میل و …) و هزاران وب‌سایت دیگر که به عنوان نمایش دهنده تبلیغات با گوگل همکاری دارند ، استفاده کنند. شما به عنوان کسی که می‌خواهد آگهی خود را در بخش تبلیغات در گوگل منتشر کند، ۲ روش برای پرداخت هزینه تبلیغات خود دارید .


  • می‌توانید وقتی شخص روی تبلیغات شما در گوگل کلیک کرد (هزینه در ازای هر کلیک یا CPC) هزینه پرداخت کنید. در این روش گوگل به ازای نمایش تبلیغات شما، هزینه ای دریافت نمی کند و فقط زمانیکه روی تبلیغات شما کلیک شود هزینه آن محاسبه می شود.

  • وقتی که افراد تبلیغات شما در گوگل را مشاهده می‌کنند (CPM یعنی هزینه در ازای هر هزار بار نمایش تبلیغ) هزینه بپردازید.
کل سیستم تبلیغات در گوگل مانند مزایده‌ای بزرگ کار می‌کند و بازاریابان در تلاشند تا برای جایگاه تبلیغات خود در گوگل به رقابت بپردازند.
[عکس: 15319021116383.jpg]
سئو چیست؟
بهینه‌سازی موتور جستجو یا سئو موجب بهبود رتبه صفحات سایت شما در نتایج جستجوی موتورهایی مانند گوگل، یاهو، بینگ و سایر موتورهای جستجوی مهم می‌شود. برای دست‌یابی به این هدف، باید اطمینان پیدا کنید که وب‌سایت شما با موتور جستجو سازگار است. یک وب‌سایت سازگار با موتور جستجو، وب‌سایتی است که توسط موتورهای جستجو به سادگی “خوانده” شده و استفاده از آن برای کاربران ساده باشد. دست یافتن به یک بهینه‌سازی نتیجه بخش بدون آشنایی و بکار گرفتن نکات ظریف این حوزه امکان‌پذیر نیست، مفهوم کلی بهینه‌سازی موتورهای جستجو، داشتن وب‌سایتی سریع و کاربردی با محتوایی یکتا است که استفاده از آن برای کاربر نهایی نیز تجربه خوبی را به همراه دارد.

مقایسه تبلیغات گوگل و سئو
تا اینجا شما به تصویری کلی از چگونگی کارکرد تبلیغات در گوگل و سئو دست یافته‌اید اکنون این دو را مقایسه می کنیم:

  • تبلیغات گوگل در بالای نتایج جستجوی گوگل قرار می‌گیرند و می‌توانید یکی از این جایگاه‌ها را به خود اختصاص دهید، اما برای سئو باید تلاش بیشتری به خرج بدهید تا به یکی از آن جایگاه‌های صدرنشینی در نتایج ارگانیک جستجو دست پیدا کنید.

  • با استفاده از تبلیغ در گوگل، نسبت به سئو، سریع‌تر نتیجه خواهید گرفت چون بلافاصله می‌توانید کمپین‌های تبلیغاتی ایجاد کنید و فرایند دست‌یابی به ترافیک مورد نظرتان خیلی زود آغاز می‌شود. این در حالی است که برای سئو (بخصوص برای وب‌سایت‌های جدید) باید زمان زیادی را صرف کنید تا بتوانید به رتبه و ترافیک خوبی دست پیدا کنید.

  • محاسبه بازگشت سرمایه در گوگل ادوردز آسان‌تر است، انجام این محاسبات برای سئو دشوارتر است زیرا فاکتورهای بسیار بیشتری وجود دارد که در سئو موثر هستند و همه چیز فقط به هزینه تبلیغات و عایدات وابسته نیست. وقتی شما کمپین‌های گوگل ادوردز خود را متوقف می‌کنید ترافیک شما نیز متوقف می‌شود، اما وقتی شروع به دریافت ترافیک با سئو می‌کنید این روند برای مدتی طولانی ادامه خواهد داشت.

  • شما با تبلیغات در گوگل می‌توانید به صورت همزمان کلمات کلیدی بسیاری را هدف قرار دهید اما با سئو باید روی کلمات کلیدی کمی تمرکز کنید تا بتوانید بهترین نتیجه را داشته باشید. شما به کمک گوگل ادوردز می‌توانید بر روی سایر وب‌سایت‌های گوگل و وب‌سایت‌هایی که از Google Adsense استفاده می‌کنند نیز تبلیغات خود را به نمایش بگذارید اما نتایج سئو فقط برای صفحات جستجو قابل نمایش هستند.

  • گوگل ادوردز پلتفرم انحصاری گوگل می باشد در نتیجه با تبلیغ در گوگل، آگهی شما در موتور جستجوگر گوگل و وب سایتهایی که تبلیغ گوگل را نشر می دهند نمایش داده می شود ولی سئو برای تمامی موتورهای جستجو کاربرد دارد.

  • برای انجام تبلیغ در گوگل باید هزینه پرداخت کنید در صورتیکه ترافیک سئو رایگان است. البته ما به این مورد عقیده ای نداشته و صحیح نمی باشد. چون برای سئو سایت نیاز به پرداخت هزینه نسبتا بالا به متخصصین سئو می باشد .
کدام گزینه برای بازاریابی بهتر است؟
با تبلیغ در گوگل می‌توان کمپین‌های جدیدی ایجاد کرد. وقتی ما کارمان را به عنوان ارائه‌دهنده خدمات سئو آغاز کردیم، هدف اصلی کمپین‌های بازاریابی ما کمک به مشتریان برای دریافت ترافیک از موتورهای جستجو از طریق سئو بود. اما تجربه ما و سالها همکاری با مشتریان در حوزه‌های مختلف به ما نشان داده که گاهی مالکان کسب‌ وکار به نتایجی سریع و بدون معطلی نیاز دارند و اینجاست که پای تبلیغات در گوگل به میان می‌آید.
بزرگترین مزیت گوگل ادوردز بر سئو، دست یافتن سریع‌تر به نتیجه است.
شما باید در ازای هر بازدید از تبلیغات در گوگل هزینه بپردازید اما در صورت سودآور بودن کمپینتان می‌توانید سرمایه گذاری خود را در PPC توجیه کرده و به اهداف کسب‌وکاری خود دست پیدا کنید.
گوگل ادوردز، مناسب استارتاپ‌ها و کمپین‌های جدیدی است که می‌خواهند برای اهداف خود در حوزه فروش، جذب مشتریان جدید یا حتی تست کردن محصولات، میزان موثر بودن وب‌سایت و هر جزء دیگری در فرایندهای فروش یا بازاریابی، سریعا به ترافیک مورد نیاز خود دست یابند.
این موارد در صورتی محقق می‌شوند که استفاده از تبلیغات در گوگل به شیوه‌ای دقیق و هوشمندانه باشد. پول خرج کردن برای گوگل ادوردز کار ساده‌ای است و اگر از ابزار کنترل و نظارت صحیح برخوردار نباشید به جای سود دچار زیان خواهید شد.
آنچه ما همیشه در مورد تبلیغات در گوگل به مشتریانمان گوشزد می‌کنیم این است که اگر به درستی از آن استفاده نکنید مانند بازی در کازینو خواهد بود، جایی که شما پول زیادی را خرج می‌کنید به این امید که آن را باز پس خواهید گرفت اما هرگز این اتفاق نمی‌افتد. شما برای استفاده از خدمات تبلیغات در گوگل و سودآوری از این طریق، نیازمند افرادی متخصص در این زمینه هستید. متخصصین ما در آژانس تبلیغات اینترنتی ثمین افتخار ارائه چنین خدماتی را به مشتریان خود دارند.
بنابراین توصیه می‌کنیم در شرایطی که پول خرج کردن در این سیستم بسیار آسان است، و شما فاقد دانش و تجربه لازم برای اداره کمپین‌های گوگل ادوردز می‌باشید، از اندوخته خود مقتصدانه استفاده کرده و با سپردن این امور به متخصصان و مشاوران حرفه‌ای ما در آژانس تبلیغات اینترنتی ثمین، از بازگشت سرمایه خود اطمینان پیدا کنید. لازم به ذکر است که در صورت عدم رضایت شما از کمپین تبلیغاتی، می‌توانید با ارسال تیکت از ما بخواهید تا کمپین شما را غیرفعال کنیم و مقدار شارژ باقی مانده را به حساب شما عودت دهیم. این بهترین روشی است که شما می‌توانید با کمک آن، در استفاده از گوگل ادوردز پولتان را از دست نداده و به سود دست پیدا کنید.
سئو را فراموش نکنید
با اینکه شروع کار با گوگل ادوردز به دلیل سریعتر بودنش ایده خوبی است، باید کار با سئو، بازاریابی محتوا و رسانه‌های اجتماعی را نیز آغاز کنید تا به بهترین نتایج دست یابید. این ۳ ابزار، تمام چیزی است که شما برای موفقیت بلندمدت آنلاین خود به آن احتیاج دارید.
بازاریابی محتوا به شما کمک خواهد کرد تا محتوایی درست ایجاد کنید. سئو به شما کمک می‎کند تا محتوای خود را برای موتورهای جستجو بهینه سازی کرده و ترافیک ارگانیک بیشتری دریافت کنید؛ و در نهایت رسانه‎های اجتماعی باعث ارتقای محتوای بهینه سئو و داشتن دامنه وسیعتری از مخاطبان می‎شود.
آیا باید از گوگل ادوردز و سئو به صورت همزمان استفاده کرد؟
برخی معتقدند که وقتی شما ترافیک سئو را دریافت میکنید نیازی به استفاده از تبلیغ در گوگل نخواهید داشت، اما این تفکر صحیح نیست. “حتی اگر شما رنکینگ خوبی دارید باز هم می‎توانید از گوگل ادوردز استفاده کرده و با همان کلمات کلیدی ترافیک بیشتری کسب کنید.”
شما قادر خواهید بود عملکرد کمپین‌های ادوردز خود را اندازه بگیرید و در صورت سودآور بودن حتی می‎توانید بودجه آن را برای به دست آوردن بازگشت سرمایه بیشتر، افزایش دهید.
بنابراین، کدام گزینه برای بازاریابی بهتر است؟ سئو یا گوگل ادوردز؟
پاسخ این سوال با توجه به موارد فوق کاملا مشخص است، هر دو. در ابتدا از تبلیغات در گوگل، برای دریافت ترافیک استفاده کنید و همزمان روی سئو، برنامه بازاریابی محتوا و کمپین‎های رسانه اجتماعی خود هم کار کنید تا در شبکه‎های اجتماعی بازدید و ترافیک ارگانیک دریافت کنید.
نتیجه گیری:
گوگل ادوردز و سئو رقیب نیستند بلکه همچون دو سلاح قدرتمند در انبار مهمات بازاریابی دیجیتال شما هستند. وقتی خواهان ترافیک سریع هستید از خدمات موجود در حوزه تبلیغات در گوگل بهره ببرید، اما برای موفقیت ماندگار و بلندمدت به خدمات سئو احتیاج دارید. در واقع سئو و گوگل ادوردز مکمل یکدیگرند و بهره‌گیری صحیح و مدیریت شده از آن‌ها برای هیچ وب‌سایت یا کسب‌وکاری زیان بار نبوده و حسن بزرگی محسوب می‌شود، چرا که به این واسطه در صدر رقبایشان قرار گرفته و در موفقیت از آنها سبقت می‌گیرند.، آژانس تبلیغات اینترنتی ثمین این افتخار را دارد تمامی خدمات مربوط به تبلیغ در گوگل و سئو را به مشتریان خود عرضه می‌کند.

چاپ این بخش

  خرید خودروی دست دوم
ارسال‌شده توسط: imenrun - 22-02-2018, 01:49 PM - انجمن: طراحی سایت - بدون‌پاسخ

داشتن خودرو،یک از خواسته ها و نیازهای لازمه ی امروزی هست که هر فرد و خانواده ای به آن نیازدارد.بخصوص با پیشرفت تکنولوژی و صنعت، هر روز اتومبیلهای زیباتر و شیکتر ،با آپشن های جدید تری وارد بازار رقابت میشود که هر فردی رو وسوسه میکند برای خرید آن.
ولی با توجه به قیمتها، هر فردی توان خرید خودرو های نو و صفر کیلومتر را ندارد.برای همین بسیاری از خانواده ها و افراد به خرید خودروی دست دوم روی می آورند
کارشناسان خودرو و آنهایی که در خرید و فروش اتومبیل دستی دارند، برای اینکه یک شاخص و استانداردی برای خرید و فروش خودروهای دست دوم باشد،که هم فروشنده ضرر نکند و هم خریدار باقیمتی مناسب به اتومبیل دلخواه خود برسد،و هم سود و استفاده آنها هم تامین شود،خودروهای دست دوم را،موشکافانه میبینند و قیمت گذاری میکنند. یکی از شرکت های مطرح در این زمینه ایمن ران می باشد که از سایت https://imenrun.com میتوانید از خدمات آنها آگاه شوید
[عکس: cars-from-20-to-25-million-500x306.jpg]
در این راستا،عده ای از افرادخبره و حتی تحصیل کرده ی علوم مکانیک،وارد عرصه رقابت با این افراد شده اند و بسیار تخصصی خودرو را معاینه میکنند و با کارشناسی خودرو  چه از لحاظ موتوری و چه از لحاظ بدنه و رنگ،ماشین را می بینند و قیمت نهایی آنرا تعیین می کنند.بخاطر همین وجود کارشناسان قیمت گذار خودرو، بسیار لازم و ضروری هست.
در قدیم برای خرید خودرو ،باید اتومبیل را پیش چند مکانیکو صافکار میبرید تا با کارشناسی رنگ خودرو و کارشناسی فنی خودرو ،تا صحت و بدون عیب بودن خودرو را ،به شما اطلاع دهد.اما امروزه اینکار بعهده کارشناس خودرو گذاشته شده است.به طور کلی، بازار خرید و فروش اتومبیل های دست دوم باتوجه به سودآور ی اش همواره مورد توجه بسیاری قرار گرفته و گروه کثیری را چه در صف خریداران و چه در قالب فروشندگان به خود مشغول کرده است،
باتوجه به این مطالب،توجه کردید که چقدر مهم و جزء شغلهای جدید و تخصصیِ امروزه هست.حال عده ای با تحصیل و دانشگاه رفتن،در این زمینه خبره می شوند و تعدادی هم تجربی .حال در مورد مطلبی با عنوان نکات خرید خودروی دست دوم همراه شما هستیم که در ادامه توجه شما را به این مطلب جلب میکنیم
خودروی دست دوم چه نوع خودرویی هست؟
بهتر است که مفهوم خودروی دست دوم را از نظر کارشناسی بدانیم. خودروی دست دوم به خودرویی گفته می شود که بیشتر از 200 کیلومتر کار کرده باشد، چون دیگر این خودرو صفر نیست و جزو خودروهای کار کرده به حساب خواهد آمد و هرچه از این عدد فاصله گرفته باشد، نمایانگر کارکرد بیشتر آن است، اما به طور کلی براساس استانداردهای موجود ،یک خودرو برای مسافر عادی و شخصی طی سال نباید بیشتر از 12000 کیلومتر کارکرد داشته باشد.
 
[عکس: cars-from-0-to-10-million-500x330.png]
قبل از خرید خودرو و مراجعه برای کارهای نهایی مدارک لازم برای تعویض پلاک را حتما چک کنید که به همراه داشته باشید و این موضوع را با فروشنده نیز هماهنگ فرمایید . ایمن ران توجه شما را به نکات ذیل جلب می نماید
میزان بودجه در دسترس:
پیش از خرید خودرو دست دوم میزان بودجه ای در دسترس دارید را برآورد نمایید. به خاطر داشته باشید هیچ وقت همه پولی که برای خرید خودرو کنار گذاشته اید را صرف خرید خودرو نکنید. هزینه های جانبی مانند هزینه های مرتبط با سرویس احتمالی خودرو، هزینه تعویض پلاک، هزینه انتقال سند، هزینه کارشناسی خودرو (احتمالا برای چند خودرو) و… را حتما مد نظر قرار دهید
نوع خودرو دست دوم:
پس از تعیین نوع بودجه در دسترس برای خرید خودرو، نوع خودرو را انتخاب کنید. هاچ بک، صندوق دار، شاسی بلند و … این موضوع خیلی اهمیت دارد که شما خودرویی مطابق با نیازهای خود خریداری نمایید و پس از گذشت مدتی از خرید خود پشیمان نشوید. اگر در مورد کاربرد انواع خودرو اطلاعات کافی ندارید ادامه همین بخش را مطالعه کنید:
هاچ بک: اگر خودرو را برای شخص خود می خواهید و یا نهایتا قرار است شما و همسرتان استفاده مداوم از خودرو داشته باشید، اگر سفرهای برون شهری زیادی ندارید و اکثر سفرهای شما درون شهری است، اگر می خواهید هزینه سوخت زیادی پرداخت نکنید بهترین انتخاب برای شما خودروی هاچ بک است.
سدان (صندوق دار): اگر خودروی شما قرار است در یک خانواده مورد استفاده قرار بگیرد و یا احتمالا سفرهای برون شهری زیادی خواهید داشت حتما خودروی صندوق دار بگیرید تا از صندوق عقب آن برای حمل بار جهت حمل وسایل فرزندان و یا حمل وسایل مسافرت استفاده کنید و به سختی نیافتید.
شاسی بلند: اگر به سراغ خودروی شاسی بلند می روید باید بدانید که هزینه سوخت مصرفی شما نسبتا زیاد خواهد شد. خودروهای شاسی بلند عموما برای افرادی مناسب است که سفرهای برون شهری زیادی دارند و در جاده ها زیاد تردد می کنند. علاوه بر این خودرو شاسی بلند مناسب حال افرادی است که اهل سفر به دامن طبیعت و تردد در مسیرهای صعب العبور می باشند.
کراس اور (نیم شاسی): اگر میخواهید رانندگی با خودروی شاسی بلند را در خیابانهای شهر تجربه کنید اما از ابعاد بزرگ خودرو و تبعات آن بیزارید و همچنین نمی خواهید هزینه زیادی بابت سوخت مصرفی بپردازید پیشنهاد ما به شما خرید خودروی کراس اور یا به اصطلاح نیم شاسی است.
کروک و کوپه: این دو نوع خودرو مناسب حال جوانها و افرادی است که در بیشتر در مسیرهای کوتاه درون شهری تردد می کنند و اصولا غیر از لذت بردن از سواری خودرو با دوستان و خوشگذرانی، انتظار دیگری از خودرو ندارند.
 
[عکس: hyundai-accent-blue-500x500.jpg]
 
خوش معامله بودن خودرو:
خودرو در ایران یک کالای سرمایه ای محسوب می شود و ممکن است به دلایل مختلف بخواهید خودرو را پس از مدتی بفروشید. به همین دلیل سعی کنید همیشه خودرویی خریداری نمایید که خوش معامله باشد و جهت فروش آن به دردسر نیافتید. برای اطمینان بیشتر نیز پس از بررسی یک کارشناس سلامت خودرو خرید خود را میتوانید انجام دهید
یک پرسش معمولا ذهن اکثر خریداران را به خود مشغول کرده است که اصولا اتومبیل نو بخرند یا کارکرده؟ به طور کلی در اکثر موارد این توان مالی افراد است که میان خودروی نو و کارکرده حرف نهایی را می زند،
گرچه خودروهای نو مزایایی چون اطمینان از رانندگی و گارانتی دارد، اما معایبی چون هزینه شدن نقدینگی خانواده و البته افت قیمت، از همان ابتدای کار را نیز برایتان به ارمغان خواهند آورد.
از کجا خودروی دست دوم بخریم؟
معمولا4 راه مقابل شما برای خرید خودروی دست دوم وجود دارد که عبارت است از؛ مراکز خرید و فروش خودرو، آگهی روزنامه ها و مراجعه حضوری به نمایشگاه،و دنیای مجازی.
دنیای مجازی را جدی بگیرید
رونق کسب و کار خرید و فروش خودروهای کارکرده و دست دوم مدتی است به قدری زیاد شده که حتی فروشندگان نیز به دنیای مجازی چشم دوخته اند. پس اگر قصد خرید خودرو دارید کافی است یک کمی جستجو کنید تا با ده ها وب سایت مرتبط با این کار آشنا شوید.کارشناسان معتقدند دنیای مجازی علاوه بر این که می تواند راهگشای کسب و کار بسیاری از فروشندگان و خریداران باشد، می تواند در زمینه اطلاع رسانی گام مفیدی جهت آگاهی ذهنی هرچه بیشتر خریداران داشته باشید. در این میان با جستجو میان سایت های مختلف از قیمت خودرو ، تعرفه های کارشناسی خودرو، تعرفه خرید خودروی سفارشی و چم و خم بازار به خوبی اگاه خواهد شد
توصیه کارشناس خرید خودرو
یکی از اصولی ترین توصیه های متخصصین کارشناسی خودرو برای خریداران خودروهای دست دوم این است که حتی اگر شما از زیرو بم خرید و فروش اتومبیل های دست دوم باخبر هستید و خودتان را خبره کار می دانید بازهم تنهایی برای خرید خودرو روانه بازار نشوید.اینجا هست که انسان به وجودکارشناس خودرو پی میبرد.
همه افراد جامعه ،قدرت خرید خودروی صفر کیلومتر را ندارند،لذا ناچارند دست دوم بخرند تا ارزانتر برایشان تمام شود.
به صاحب اتومبیل دقت کنید
بارها و بارها شنیده ایم که می گویند: «نحوه رانندگی شما نشانه شخصیت شماست» این ضرب المثل دقیقا هنگامی که قصد خرید اتومبیل دست دوم دارید، به یاری شما خواهد آمد. بنابراین قبل از این که خوب مشخصات فنی و سلامت خودرو را بنگرید، به راننده و مالک آن توجه کنید چون نحوه رفتار و شخصیت وی دقیقا بیانگر چگونگی وضعیت اتومبیلش خواهد بود. برای شروع بد نیست، ابتدا از او بخواهید دلیل اصلی فروش اتومبیل را به شما بگوید. در این میان شما فرصت مناسبی دارید که خوب شرایط روحی و شخصیتی وی را زیر نظر بگیرید.
به عنوان مثال اگر او فرد منظم و مرتبی باشد بدون تردید سرویس های دوره ای را برای اتومبیل انجام داده و سعی کرده همواره اتومبیلش در شرایط ایده آل باشد،
در این مرحله می توانید هنگام توضیحات مالک خودرو درباره شرایط و البته دلیل اصلی فروش وی به جای او داخل اتومبیل نشسته و نسبت به شرایط داخل اتاق اتومبیل اطمینان حاصل نمایید. بهترین روش، دقت به خود فرمان و دیگر تجهیزات تزئینی یا الکترونیک داخلی است. از این راه می توانید به میزان استهلاک اتومبیل مورد نظرتان کاملا آگاهی یابید. فراموش نکنید شرایط کنونی صندلی راننده و پوشش فرمان با تجهیزاتی مثل دسته راهنما و کنترل سیستم صوتی (در صورت دارا بودن) می تواند نشانه ای کامل از میزان استهلاک اتومبیل باشد.
اهمیت قطعات فنی موتور
معمولا از موتور اتومبیل به عنوان قلب تپنده خودرو یاد می شود، بنابراین اگر این قلب همچون ساعت مرتب و بدون مشکل کار کند، مالک آن نیز می تواند از رانندگی خود لذت ببرد، پس باید هنگام خرید اتومبیل دست دوم چون زیاد از پیشینه سلامت فنی خودرو اطلاعاتی در دست نیست خوب در این مورد توجه داشته باشید. به طور کلی در بخش فنی دو مرحله مقابل خریداران است؛
1 ـ تست حرکت خودرو: با این روش می توانید از سلامت قطعات سیستم تعلیق، شاسی، عملکرد مناسب موتور و گیربکس، ترمزها و فنربندی خودرو آگاهی به دست آورید.
2 ـ تست ایستاده یا ساکن؛ در این مرحله اولین کار بازکردن در موتور است. در روشنایی کامل خوب داخل موتور را نگاه کنید و هرگونه نشتی یا کثیفی را بررسی کنید. توجه داشته باشید تمیزی بیش از حد و نامتعارف خودرو با توجه به سن آن می تواند دلیلی برای پنهان کردن موارد داخل موتور باشد. لازم به یادآوری است که باید در این مرحله کیفیت لاستیک، تسمه های داخل موتور، سیستم روغن، استارت و باتری را نیز چک و کنترل کنید.
به بدنه خوب دقت کنید
 
[عکس: hyundai-azera-2007-500x500.jpg]
 
در این مرحله سلامت بدنه می تواند در تصمیم گیری کاملا تاثیرگذار بوده و انتخاب های شما را محدود کند، چون به قول معروف «رنگ رخسار، خبر می دهد از سر درون»، بنابراین باید در این زمینه خوب دقت کنید و با مطالعه کامل و مشورت کارشناس خودروی مورد اعتماد، وارد میدان شوید. هرچند این عامل شاید درصد مشخصی در تعیین سلامت خودرو داشته باشد، اما نباید فراموش کرد که با استفاده از این راهکار می توانید به سلامت فنی خودرو برسید.
به طور کلی در بدنه خودرو باید به نکاتی چون فرورفتگی ها، پوسیدگی، رنگ پریدگی، ترک خوردگی و آسیب دیدگی های جدی در سراسر اتومبیل دقت کافی داشته باشیم که برای این کار تکنولوژی به یاری خریداران آمده، به طوری که با استفاده از لوازمی چون آهنربا و دستگاه های مغناطیسی می توانید از رنگ شدگی یا سلامت قسمت های مختلف بدنه اتومبیل مورد نظر اطمینان حاصل کنید. برای این کار سعی کنید از زوایای پنهان مثل درزها، دوبل های در موتور یا صندوق عقب، محل اتصال بدنه با سقف، رکاب ها، درزهای چراغ یا لولای در های خودرو شروع کنید، چون آثار تعمیر یا تعویض کاملا در این مناطق مشخص باقی خواهد ماند و برطرف کردن آنها کار دشواری است.
با بررسی سلامت بدنه اتومبیل می توان دریافت آیا اتومبیل مذکور تصادف سنگین داشته یا اتفاقات ساده روزمره را پشت سر گذاشته است، چون در صورت تصادف سنگین ممکن است قطعات داخلی و به طور کلی سلامت فنی خودرو مثل موتور، گیربکس یا... نیز آسیب دیده باشد.
مدارک خودرو
مدارکی چون سند خودرو، برگه کمپانی، برگه معاینه فنی، کارت خودرو، برگه عدم خلافی و کارت بنزین از مدارک مورد نیاز برای نقل و انتقال خودرو است که هر یک از این مدارک باید با مشخصات فنی و اطلاعاتی خودرو مطابقت داشته باشد.
در این مرحله مشخصات مندرج در سند و کارت خودرو را کاملا با اتومبیل مطابقت دهید و هرگونه خدشه یا ناهماهنگی را در نظر بگیرید و دلیل آن را جویا شوید. مهم ترین موارد شماره شاسی، شماره موتور، بدنه خودرو و رنگ است که باید تطبیق داده شود.
باتوجه به مطالب ذکر شده در بالا،متوجه شدیم که کارشناسی خودرو،قبل از خریدن آن،بسیار لازم و ضروری هست.
بسیاری از معاملات اتومبیل قبل از کارشناسی خودرو،تقریبا تمام شده بوده و هر دو طرف،فروشنده و خریدار،راضی به معامله بودن.ولی با آمدن کارشناس خودرو،و معاینه و دقت در بدنه خودرو و عدم تصادفی بودن ماشین و موتور و اعلام اشکالاتی در موارد فوق،کلا معامله بهم میخورد.
پس دوستان محترم اگر قصد خرید خودروی دست دوم را داری،حتما از کارشناس خودرو کمک بگیرید تا از معامله خود پشیمان نشوید.

چاپ این بخش

  گارد و رکاب
ارسال‌شده توسط: gandomcardvd - 22-02-2018, 12:32 PM - انجمن: طراحی سایت - بدون‌پاسخ

با استفاده از رکاب خودرو بخصوص در ماشین های شاسی بلند شما به هنگام سوار و پیاده شدن می توانید پای خود را روی رکاب بگذارید و پیاده شوید راحتی را به هنگام ورود و خروج در خودرو را با رکاب خودرو تجربه کنید. فرض کنید در خیابان در حال رانندگی هستید و یک دفعه ماشینی در جلو شما توقف می کند، شما نیز فرصت کنترل به موقع خودرو را ندارید و خودرو شما با خودروی جلویی برخورد می کند در این هنگام  با استفاده از گارد می توانید مانع بروز خسارت جدی به ماشین خود شوید در مورد رکاب نیز همینطور است ماشین های بغلی شما نمی توانند ماشینشان را به خودرو شما بچسبانند و گارد و رکاب در خودرو برای شما نقش یک محافظ را بازی می کند که محافظ خودرو شما است تا صدمه ای نبیند. با استفاده از گارد و رکاب در خودرو ایمنی را برای خود و سرنشینان به ارمغان بیاورید و از رانندگی خود در شرایط مختلف جاده ای لذت ببرید. نصب گارد و رکاب بسیار ساده است و اگر شما خودتان کمی فنی کار باشید و می توانید آن ها را به خوبی و راحتی نصب کنید. نصب رکاب خودرو بسیار ساده است و با چند عدد سوراخ کاری با دلر به راحتی می توانید آن را نصب کنید جنس رکاب های خودرو بیشتر از استیل و فلز بوده می باشد. در هنگام نصب رکاب توجه داشته که نصب رکاب مانع باز و بسته بودن درب خودرو نشود و همچنین طوری انرا نصب کنید که زیاد از حد مجاز بیرون نیاید. همچنین زیاد به سمت پایین نباشد. به هنگام خرید رکاب نیز توجه داشته باشید که وزن آن زیادی سنگین نباشد و با خودروی شما تناسب داشته باشد. [عکس: Body-Armor.jpg]یکی از آپشن های خودروسازی که بسیار نیز پر کاربرد است در حقیقت امر عاملی که باعث آزار و اذیت چشم رانندگان می شود باز تاب نور چراغ های پشت سر از طریق آینه جلو است بدین منظور اساس کار آینه های الکتروکرومیک به گونه ای است که هنگامی که نور با شدت بالا به آینه می تابد رنگ آینه به صورت کاملا اتوماتیک به حالت تیره در می آید و همین تیره شدن باعث ضعیف شدن بازتاب نور می شود و در این صورت چشم راننده از نور مستقیم و آزار دهنده در امان است.برای این منظور کمپانی های خودروسازی رفته رفته آپشن هایی را برای این منظور تولید و عرضه کردند. متخصصان صنعت خودرو سازی ابتدا با استفاده از اهرمی در زیر وسط آینه سعی کردند این مشکل را تا حدودی رفع کنند، ولی استفاده  از این اهرم نیز نتوانست این مشکل را حل کند. لذا متخصصان صنعت خودروسازی به تلاش های خود برای یافتن راه حلی که بتواند این مشکل را رفع کند ادامه دادند. تا اینکه در نهایت آینه های الکتروکرومیک (Electerochromic Mirrors) به عنوان راحل این مشکل معرفی و روانه بازار شد. با استفاده از آینه الکتروکرومیک زیبایی و ایمنی را به خودرو خود هدیه بدهید، و با خیال راحت به رانندگی خود در شب ادامه دهید. از مزایا آینه الکتروکرومیک همین بس که امروزه تعداد بیشماری از خودرو به سیستم آینه الکتروکرومیک مجهز هستند. زیبایی، آسایش و راحتی را با آینه های دید در شب و روز الکتروکرومیک تجربه کنید و از رانندگی خود نهایت لذت را ببرید. در حقیقت امر عاملی که باعث آزار و اذیت چشم رانندگان می شود باز تاب نور چراغ های پشت سر از طریق آینه جلو است. بدین منظور اساس کار آینه الکتروکرومیک به گونه ای است که هنگامی که نور با شدت بالا به آینه می تابد رنگ آینه به صورت کاملا اتوماتیک به حالت تیره در می آید و همین تیره شدن باعث ضعیف شدن بازتاب نور می شود و در این صورت چشم راننده از نور مستقیم و آزار دهنده در امان است. نکته ای که باید بدان توجه کرد این است که آینه الکتروکرومیک به افزایش دید راننده هنگام تابش نور خورشید از پشت سر نیز کمک می کند و شما می توانید با خیال راحت در روز رانندگی کنید . نکته آخر آینکه آینه های الکترو کرومیک به طور اتوماتیک روشنایی روز را به رنگ روشن و در تارکی شب نیز به رنگ تیره در می آید .با استفاده از آینه های الکتروکرومیک زیبایی را به خودرو خود هدیه بدهید و از رانندگی خود در هنگام روز و شب لذت ببرید. [عکس: Electro-chromic-Mirrors.jpg]در هنگام رانندگی ممکن است خودرو در نقطه ای قرار گیرد که برای رانندگان قابل مشاهده نباشد. همین امر منجر به برخورد و تصادف شود. بدین منظور تحت عنوان سیستم رادار نقطه کور در گوشه های عقب خودرو یک رادار قرار داده شده است. سیستم هشدار نقاط کور در جلوگیری از تصادفات بسیار کارساز بوده اما این تکنیک معمولا در موقعیت هایی که دید کافی وجود ندارد. مانند هوای مه آلود ، کولاک، برفی  و ….. به خوبی عمل نمی کند. [عکس: Bhind-Spot-Information-System-2.jpg] در این هنگام سیستم یک پیغام به راننده می دهد مبنی بر اینکه استفاده از سیستم هشدار نقاط کور برای خودروی شما غیر فعال می باشد. همچنین  این روش طوری برنامه ریزی شده است که نسبت به خودروهای که توقف کرده اند و همچنین تابلوهای جاده ای عکس العمل نشان نمی دهد. سیستم هشدار نقاط کوریا رادار نقاط کور صرفا در سرعتهای بالای ۱۰ کیلومتر در ساعت فعال می شود.[عکس: Bhind-Spot-Information-System-4.jpg]سیستمی به نام سیستم چراغ راهنمای دستگیره در خودرو ها نیز به کار رفته است.که  در زیر دستگیره درب نصب می شود.توسط چراغ  قسمتهایی از  دستگیره را در هنگام فعال شدن سیستم کیلس روشن می کند.از مزایای کیلس استارت آن است که این با نصب کیلس استارتر خودرو مجهز به یک آپشن لوکس می شود.همچنین ریموت های این سیستم بسیار زیباتر از ریموت دزدگیر خودرو می باشد.همچنین توسط سیستم انجین استارت می توان از راه دور خودرو روشن یا خاموش شود.این آپشن در زمستان و تابستان بسیار مفید خواهد بود. سیستم کیلس استارت جایگزین سیستم قفل مرکزی و دزدگیر و سوئیچ فلزی خودروها شده و کار استارت را آسان می کند و همچنین باعث ارتقاء سیستم امنیتی خودروها می شود.[عکس: Keyless-Starter-e1508405044899-1024x594.jpg]یکی از مهم ترین آپشن هایی که در ارتقاء سیستم امنیتی خودروها نقش ایفا می کند، دستگاههای ردیاب خودرو است. علاوه بر اینکه این دستگاه می تواند جلوی سرقت خودرو را بگیرد، همچنین می توان با استفاده از سیستم ردیاب خودرو ماشین هایی را که در اختیار مدیران و کارمندان خصوصی و دولتی خود قرار می گیرد را نیز کنترل کرد و با این کار شما می توانید میزان رسیدگی کارمندان بر امور محوله را نیز بررسی کنید. در کنار همه این مزایا همچنین با نصب ردیاب خودرو شما می توانید  طول مسیر را که در حال پیمودن آن هستید از ترافیک جاده ای ،پمب بنزین ها و ایستگاههای بازرسی مطلع شوید. سفری راحت و بی دردسر را تجربه کنید و سفر خود را مدیریت کنید. [عکس: car-gps-e1508919663958.jpg]

چاپ این بخش

  غذای سگ
ارسال‌شده توسط: tehranpets - 21-02-2018, 10:37 PM - انجمن: طراحی سایت - بدون‌پاسخ

پت شاپ آنلاین تهران پتز با توجه به نیازمندی جامعه دوستداران حیوانات خانگی خدمات سریع و با کیفیت را در اولویت برنامه های خود قرار داده است . برای جلوگیری از اتلاف وقت مشتریان، سایت تهران پتز با دسته بنی های هدفمند شما را به هر آنچه که از یک پت شاپ میخواهید متصل میکند .

مشتریان میتوانند با توجه به نوع حیوانات خانگی خود و مزاج آن محصول مورد نظر خود را به وسیله مطالعه توضیحات و مشخصات کالاهای گوناگون آن را به راحتی انتخاب و خرید کنند و درب منزل تحویل بگیرند .
پت شاپ تهران پتز تمام اقلام مورد نیاز یک حیوان خانگی را در خود برای ارائه به مشتریان دارد . به طور مثال برای حیوانی مانند سگ غذای سگ ، انواع قلاده ، لباس ، لوازم بهداشتی ، تشویقی سگ ، جای خواب و ... از بهترین برند ها و مورد اعتمادترین آنها را در جهت انتخاب مطمئن مشتریان در پت شاپ آنلاین تهران پتز قرار داده است .
غذای سگ که یکی از پر اهمییت ترین اقلام مورد نیاز حیوان خانگی است با بهترین برند ها در تهران پتز موجود است . از جمله برنهای غذای سگ رویال کنین ، غذای گ بوش و ... هستند . همچنین برای تربیت حیوان خانگی خود میتوان تشویقی سگ را به صورتی انتخاب کرد که طعم و رنگ و خشکی و نرمی آن برای حیوان شما لذت بخش باشد .
بهتر است بدانید خیلی از افراد هنوز به خوبی با روش های نگهداری حیوان خانگی آشنایی کامل ندارند . خیلی از آنها به طور مثال فقط بر روی غذای سگ تمرکز میکنند ولی در صورته که باید توجه داشت که جای خواب سگ ، لوازم بهداشتی ، ظف غذا و آب و بسیاری دیگر از اکسسوری و لوازم جانبی سگ هم با ید به دقت مد نظر قرار گیرد .
 

چاپ این بخش